مغز خود را بشناسید


مغز خود را بشناسید



مغز خود را بشناسید
مغز شما از صدها میلیارد سلول ساخته شده که می‌توانید هر یک از این سلول‌ها را به عنوان یک نوازنده در گروه ارکستر در نظر بگیرید. هر فرد در گروه ارکستر نت‌هایی را می‌نوازد که با تمام بخش‌های دیگر آن گروه هماهنگی دارد و در نتیجه موسیقی تولید می‌شود. در این مورد، کنسرت پیچیده‌ای که نوازندگان گروه آن‌را می‌نوازند، الگوهای رفتاری خود شما هستند؛ تفکرات‌تان، اعمال و حواس‌تان - بینایی، شنوایی، چشایی، بویایی و لامسه - دسته‌های مجزایی از سلول‌های عصبی و مواد شیمیایی مغز را تحت تأثیر برنامه می‌دهد.




اما همه‌ی این‌ها چه‌طور کار می‌کنند؟! الگوهای مواد شیمیایی و سیگنال‌های الکتریکی میان سلول‌های عصبی مغزتان در حرکت هستند. در واقع سلول‌های عصبی یا نرون‌ها کارگران بارکش مغز هستند و رشته‌های آن‌ها ـ یعنی همان آکسون‌ها و دندریت‌ها ـ پیوندهایی را با دیگر سلول‌های عصبی شکل می‌دهند - سیناپس‌ها - زمانی‌که یک سلول عصبی فعال می‌شود، یک جریان الکتریکی درجه‌ی پایین را به اکسون‌اش می‌فرستد که مواد شیمیایی مغز را آزاد می‌کند - فرستنده‌های عصبی - که به شکاف میان سلول‌های عصبی می‌رسد و به گیرنده‌ها می‌چسبد.
چیزی که ما را قادر می‌سازد تا یاد بگیریم و مغزمان را از طریق این یادگیری تغییر دهیم، شکل‌پذیری یا Plasticity مغز است. شکل‌پذیری، توانایی مغز برای سازگار کردن ساختار خود با پیشامدها و تجربیات زندگی است.

سلول‌های عصبی که این فرستنده‌های عصبی را دریافت می‌کنند، مانند دونده‌های مسابقه‌ی دوی امداد، سیگنال را منتقل می‌کنند. هنگامی که ما کارهایی مانند تمرین یک قطعه‌ی موسیقی را تکرار می‌کنیم در واقع سیناپس‌های سلول عصبی Vیکسان و مشابهی را دوباره و دوباره ایجاد می‌کنیم. بعد از تکرار زیاد این سیناپس‌ها از نظر فیزیکی تغییر می‌کنند، پیوندها را کارآمدتر کرده و رفتار یا تجربه را در حافظه‌ی بلندمدت ما ذخیره می‌کنند. دانشمندان بر این باورند که حافظه‌ی بلندمدت شما دقیقا" در الگوهای سیناپسی خاص در لایه‌ها و شیارهای مغزتان، ذخیره یا کدگذاری شده‌اند.
چه‌طور قسمت‌های مختلف مغز با عملکردی خاص مرتبط است. بخش قدامی پوسته‌ی مغزی جایی است که عملکردهای مهم مثل استدلال و برنامه‌ریزی در آن انجام می‌شود دیگر نواحی مغز ما «هیپوکامپوس»، بخش بادامی شکل و سازه‌های مجاور توسط پیوندهای پیچیده‌ی سلول‌های عصبی به پوسته‌ی مغز متصل‌اند که هسته‌ی سیستم فرآوری حافظه در مغز را شکل می‌دهند.

یادگیری چیست؟

هنگامی‌که چیزی را یاد می‌گیریم در واقع مغزمان را سازمان داده، شکل می‌دهیم و آن‌را تقویت می‌کنیم. انسان‌ها ماشین‌های یادگیری‌اند. از روزی که متولد می‌شویم و حتی قبل از آن نیز مغزمان آماده‌ی ثبت تجربیات و کدگذاری آن‌ها در یک دسته از پیوندهای عصبی است. مغزهای ما موتورهایی هستند که ماشین یادگیری انسان‌ها را به حرکت درمی‌آورند. بیش از صدها میلیارد سلول عصبی در این بافت پیچیده‌ی درون جمجمه‌ی ما در کنار هم و به صورت فشرده جمع شده‌اند هر یک از این سلول‌ها قادر است هزاران پیوند با دیگر سلول‌ها ایجاد کند. این سلول‌ها و پیوندها، پیچ و مهره‌های ماشین یادگیری‌اند.

حال ببینیم منظور ما از یادگیری چیست؟

برای اکثر ما «یادگیری» به معنی تلاش برای ایجاد یک خاطره است که در ذهن باقی می‌ماند. برای یادگیری زبان‌های خارجی یا به خاطر سپردن اسامی اشخاص، مغز ما باید آن‌ها را کدگذاری کند تا بتواند اطلاعات جدید را برای زمانی‌که به آن‌ها نیاز داریم ذخیره کند. چقدر از مطالبی که در مدرسه یاد گرفته‌اید را به خاطر دارید؟ در صورتی‌که مهارت‌هایی که در مدرسه فرا گرفته‌اید را در زندگی روزمره استفاده نکرده باشید، احتمالا" برای به یاد آوردن جزئیات با مشکل مواجه خواهید شد. به همین دلیل هم هست که متخصصان مغز و محققان میان حافظه و یادگیری تفاوت قائل می‌شوند. این دو با وجود ارتباط بسیار نزدیک‌شان، یک چیز واحد نیستند.
تفاوت میان حافظه و یادگیری
همه‌ی چیزهایی که یاد می‌گیریم به صورت خاطرات بلندمدت ذخیره نمی‌شوند. دکتر «اریک آر. کندل» معاون رئیس The Dana Alliance for Brain Initiatives و برنده‌ی جایزه‌ی نوبل سال ۲۰۰۰ در فیزیولوژی پزشکی برای کار بر روی بنیان مولکولی حافظه می گوید: "یادگیری چگونگی کسب اطلاعات جدید درباره‌ی جهان پیرامون است و حافظه این است که چه‌طور این اطلاعات را در طول زمان حفظ کنیم." برای مثال ممکن است به یک شماره‌ی تلفن نگاه کنید و آن‌را فقط تا زمانی که شماره را می‌گیرید و تلفن می‌زنید به یاد بسپارید. این همان چیزی است که «حافظه‌ی در حال کار» نام دارد، که در آن یادگیری صورت می‌گیرد اما نه برای بلندمدت.
چه‌طور یادگیری مغز را تغییر می‌دهد
نکته‌ی جالت توجه این‌جاست که می‌توان به‌وسیله‌ی یادگیری، مغز را تغییر داد. زیرا مغزهای ما به‌صورت دائمی و همان‌طور که به زندگی روزمره‌مان ادامه می‌دهیم، فعال هستند. هم‌زمان با یادگیری مغزمان اطلاعات جدیدی که به آن وارد کرده‌ایم را منعکس می‌کند. پیشامدهای زندگی همان‌طور که سنمان بالا می‌رود، مو به مو مغزمان را شکل می‌دهد و از آن‌جا که هیچ دو نفر انسانی یک نوع مشابه از تجربیات و آموخته‌ها را ندارند، هیچ دو مغزی یافت نمی‌شود که دقیقا" شبیه به هم باشند.
چیزی که ما را قادر می‌سازد تا یاد بگیریم و مغزمان را از طریق این یادگیری تغییر دهیم، شکل‌پذیری یا Plasticity مغز است. شکل‌پذیری، توانایی مغز برای سازگار کردن ساختار خود با پیشامدها و تجربیات زندگی است.

دکتر «ویلیام تی گریناف» یکی از اعضای Dana Alliance و متخصص زیست‌شناسی عصبی، نحوه‌ی کار مغز را تشریح می‌کند: "مغز افراد بزرگ‌سال یا حتی افراد مسن از طریق تجربیات و پیشامدها هم از نظر عملکرد و هم از نظر توانایی‌شان به خوبی هماهنگ و میزان شده است. مغز اساسا" خود را بر طبق تجربیاتش برای آینده سازمان می‌دهد."
حافظه چیست؟
حافظه توانایی حفظ یا بازیافت اطلاعات مربوط به پیشامدهای گذشته و یکی از عملکردهای مغز است وقتی چیزی را به یاد می‌آورید فرآیندی اتفاق می‌افتد که طی آن مغز اطلاعات موجود در مورد چیزی که قبلا" یاد گرفته یا انجام داده‌ایم را بازیافت کرده و دوباره بنا می‌کند.
انواع حافظه
احتمالا" شنیده‌اید که دو نوع حافظه وجود دارد؛ حافظه‌ی کوتاه‌مدت و بلندمدت. حافظه‌ی کوتاه‌مدت مربوط به اطلاعات و اتفاقات کنونی و جدید است در حالی‌که حافظه‌ی بلندمدت به ما کمک می‌کند تا اطلاعات و اتفاقات گذشته را به یاد بیاوریم. مغز ما سیستم‌های هم‌زمان مختلفی را برای دو نوع اصلی خاطره دارد.
خاطرات صریح؛ آن دسته از اطلاعاتی هستند که آن‌ها را به صورت آگاهانه به یاد می‌آوریم و می‌توانیم کلمه به کلمه شرح دهیم مثل حقایق، مردم و مکان‌هایی که در زندگی روزمره با آن‌ها برخورد می‌کنیم.
خاطرات تلویحی یا غیر صریح که قابلیت‌های ما در مهارت‌ها و روش‌های یادگیری را شرح می‌دهند مثل قابلیت ما در بازی گلف و ...

حافظه توانایی حفظ یا بازیافت اطلاعات مربوط به پیشامدهای گذشته و یکی از عملکردهای مغز است وقتی چیزی را به یاد می‌آورید فرآیندی اتفاق می‌افتد که طی آن مغز اطلاعات موجود در مورد چیزی که قبلا" یاد گرفته یا انجام داده‌ایم را بازیافت کرده و دوباره بنا می‌کند.

تا کنون اتفاق افتاده است که به اتاقی وارد شوید و فراموش کنید برای چه کاری به آن‌جا رفته‌اید؟ یا به دنبال کلیدهای‌تان بگردید که ناگهان غیب شده‌اند؟ یا نتوانید اسم کسی که می‌شناسید را به یاد بیاورید؟ این لحظات فراموشی برای همه اتفاق افتاده است، همه‌ی ما به آسانی از آن‌ها می‌گذریم اما هر چه سن‌مان بالاتر می‌رود این قبیل اتفاقات کلافه‌مان می‌کنند و حتی باعث بروز نگرانی درباره‌ی بیماری آلزایمر می‌شوند.

حافظه از فرآیندهایی تشکیل شده است که از زمان رویارویی ما با اطلاعات جدید آغاز می‌شوند. مغز ما در شرایط درست این اطلاعات را ثبت کرده، کدگذاری می‌کند و آن‌ها را برای استفاده در آینده ذخیره می‌کند.

بسیاری از افراد با بالا رفتن سن، تغییراتی را در قابلیت‌های ادراکی، مشاهده می‌کنند اما مطالعات نشان داده است که این تغییرات در میان افراد مختلف بسیار متفاوت است. دانشمندان دریافته‌اند که می‌توان برای جلوگیری از بروز نقص در حافظه تمریناتی انجام داد و کاری کرد که مغز سالم باقی بماند.

خط خطی کردن به حافظه کمک می‌کند

شاید این‌طور به نظر برسد که وقتی مشغول خط خطی کردن هستندی حواس‌تان نیست اما دانشمندان نظر دیگری دارند. محققان انگلیسی دریافته‌اند افراد تحت بررسی که در طول گوش کردن به یک پیغام ضبط شده، کاغذی را خط خطی می‌کردند، ۲۹ درصد بهتر از افرادی که خط خطی نمی‌کردند، جزئیات پیغام را به یاد می‌آورند.

محقق این مطالعه، پروفسور «جکی آندرید» از دانشکده‌ی روان‌شناسی دانشگاه plymouth گفت: "اگر فردی در حال انجام یک کار خسته‌کننده مثل گوش کردن به یک مکالمه‌ی تلفنی بی‌مزه باشد ممکن است که به خیال‌پردازی مشغول شود. این خیال‌پردازی او را از کار اصلی منحرف کرده و باعث می‌شود فرد عملکردی ضعیف داشته باشد. یک کار ساده مثل خط خطی کردن به جلوگیری از خیال‌پردازی کمک می‌کند و علاوه بر این هیچ‌گونه تأثیری بر روی عملکرد اصلی ندارد."

برای این آزمایش یک فهرست ۲/۵ دقیقه‌ای از نام اشخاص و مکان‌ها برای شرکت‌کنندگان پخش شد؛ این فراد وظیفه داشته نام اشخاص را یادداشت کنند. در طول ثبت از نیمی از شرکت‌کنندگان درخواست شد تا هم‌زمان با گوش کردن، بدون در نظر گرفتن نظم و ترتیب روی یک تکه کاغذ سایه بزنند. لازم به ذکر است که این افراد اطلاع نداشتند که در تست حافظه شرکت کرده‌اند.

زمانی‌که ثبت به پایان رسید از همه خواستند تا نام هشت نفر از افراد و محل‌هایی که در صدا به آن اشاره شده بود را ذکر کنند. افرادی که در طول گوش کردن به صدا در حال خط خطی کردن بودند به‌طور متوسط ۷/۵ نام را نوشتند در حالی‌که افراد دیگری که خط خطی نمی‌کردند فقط ۵/۸ اسم را ذکر کردند.

آندرید گفت: "در روان‌شناسی اغلب در تست‌های حافظه یا تمرکز از یک کار ثانوی برای جلوگیری از یک فرآیند ذهنی خاص استفاده می‌شود. در صورتی که این فرآیند برای کار ادراکی اصلی مهم باشد، عملکرد فرد ضعیف می‌شود. این تحقیق نشان می‌دهد که تأثیرات سودمند کارهای ثانوی مثل خط خطی می‌تواند تأثیرات مسدودسازی را جبران کند."



دستان یاری رسان

1:

کارکرد مغز

محققان تحقیقات و آزمایش های علمی جذابی در مورد کارکرد مغز انجام داده اند که ما با توجه به اون ها می توانیم چگونگی کارگرد مغز خود را بهتر بشناسیم.

1-مغز در هنگام خستگی، خلاقانه تر کار می کند.
این موضوع ممکن هست عجیب به نظر برسد ولی اگر کار خلاقانه ای در پیش دارید برای داشتن ایده هایی بهتر می توانید اون را در هنگامی که خسته هستید اجرا کنید!
قابل توجه هست که بسیاری از ایده های خلاقانه سپس هستحمام در یک روز طولانی و خسته نماينده به ذهن انسان می رسد.


شش راز سـرما نـخوردن پـزشکان ...
در هنگام خستگی ( مغز انسان به دلیل عدم تمرکز به روی یک وظیفۀ خاص) نمی تواند به فیلتر کردن و طبقه بندی موضوعات بپردازد و همچنین کارآیی کمتری برای حفظ پیوند میان ایده ها و مفاهیم شناخته شدۀ موجود دارد.
هر دو مورد می توانند دلایل خوبی برای خلاقیت در زمینۀ کارهایی که نیاز به تصور ایده های جدید و پیوندهای تازه دارد، باشد.


بـیـمـاران قـلـبـی و رابـطـه جـ نـ سـ ی
بنابراین یک مغز گیج و خسته برای پروژه های خلاق، کارآیی بیشتری دارد!
این مقالۀ علمی توضیح می دهد که چگونه حواس پرتی می تواند یک دلیل خوب برای خلاقیت باشد.به اثبات رسیده هست که مشکلات بینشی که شامل تفکر خارج از چارچوب یا غیر کلیشه ای هست، نیاز به نوعی هستعداد به نام «حواس پرتی» دارد که در این زمینه می تواند سودمند باشد.


توصیه پزشکی(پشت میز نشستن)

در هنگامی که تمرکز ما کمتر می شود، ممکن هست که دامنۀ وسیعی از اطلاعات را بتوانیم در نظر داشته باشیم و این وسعت دید به ما گزینه های بیشتری برای تفسیرهای متفاوت و در نتیجه گسترش نوآوری، خلاقیت و بینش در اختیار ما برنامه می دهد.


2-استرس می تواند به کوچک تر شده اندازۀ مغز بانجامد.
احتمالا شما هم در مورد این که هسترس دلیل اصلی کوچک تر شدن اندازۀ مغز هست چیزی نمی دانستید.


وقتی چشم ها سرما می خورند!
در یک مطالعۀ علمی دانشمندان با هستفاده از بچه میمون ها به آزمایشی به روی اثرات هسترس و سلامت روان به مدت طولانی دست زدند.


کشف گوشت خوک در کبابی‌ بابلسر
در یک آزمایش نیمی از میمون ها به مدت شش ماه تحت مراقبت همنوعان خود برنامه گرفتند و نیمی دیگر با مادران خود باقی ماندند.


کسانی که از قاروقور شکم خسته شده اند، بخوانند
پس از اون میمون ها برای اسکن مغزی و تحقیق بیشتر به گروه های اجتماعی معمولی خود بازگردانده شدند.


چگونه تا آخر عمر کمر درد نگیریم؟

در این آزمایش مشخص شد که مناطقی از مغز مربوط به هسترس در میمون هایی که از مادران خود دور نگهداشته شده و تحت نظر همنوعان خود برنامه داشتند،کوچکتر شده بود.
در یک مطالعۀ علمی دیگر به روی موش هایی که تحت هسترس مزمن برنامه داشتند، انجام گرفت ثابت شده که قسمت هیپوکامپ در مغز اونها کوچک تر شده هست( هیپوکامپ برای تشکیل حافظه یک قسمت بسیار مهم هست).

در واقع هسترس می تواند به کوچک تر شدن هیپوکامپ کمک کند و اشخاصی که در معرض هسترس شدید برنامه دارند، به طور طبیعی دارای هیپوکامپ کوچک تری هستند.

با توجه به این مطالعات درمی یابیم که هسترس یک عامل اصلی برای کاهش اندازۀ مغز هست.


3- مغز نمی تواند چند وظیفه را با هم اجرا کند.
ما از کودکی تشویق شده ایم که تمرین کنیم چند کار را در یک وقت اجرا کنیم و این امر در واقع غیر ممکن هست.

زیرا درست در وقتی که فکر می کنیم چند کار را با هم انجام می دهیم در واقع در حال سرعت دادن به تغییر تمرکز خود به روی کارهای متفاوت هستیم.
در کتاب «قوانین مغز» توضیح داده شده که انجام دادن چند کار در یک وقت به چه علت می تواند زیان آور باشد.

تحقیقات علمی نشان می دهد که میزان خطا در انجام چند کار در یک وقت بیش از 50% هست و وقت انجام کارها دوبرابر نیز خواهد شد.

مشکل انجام چند کار با هم این هست که منابع تمرکز مغز ما تقسیم می شوند و ما توجه کمتری به روی هر وظیفه خواهیم داشت و در نتیجه هیچ یک از اونها را به شکل مطلوب نمی توانیم اجرا کنیم.

هنگامی که مغز دو کار را با هم انجام می دهد ماده خاکستری مغز ما برای انجام هر کار به دو نیم تقسیم می گردد.
وقتی که ما بر روی انجام یک کار تمرکز داریم، قشرجلویی مغز (پروفونتال کورتکس) نقش بسزایی در انجام و تمرکز به روی اون کار دارد.

برای مثال اگر ما بیسکویت می خواهیم.

بخش قدامی این منطقه از مغز هدف و قصد ما را شکل می دهد و این قست قشرجلویی مغز یه باقی اجزای اون دستور می دهد و در نتیجه ما به سمت جعبه بیسکویت می رویم و ذهن شما می داند که بیسکویت می خواهد.
طبق مطالعاتی که در پاریس انجام گرفته دانشمندان دریافتند در هنگامی که کار دوم باید انجام شود مغز وظایفش را تقسیم می کند و هر نیمکره به تنهایی یک وظیفه را به عهده می گیرد.

وظیفۀ مغز برای انجام کار هموقتِ دوم بیش از حد می شود زیرا که مغز مجبور به تقسیم منابع خود می گردد.

هنگامی که وظیفۀ سوم نیز اضافه می شود نتیجه گیری مغز هم کاهش می یابد و در هنگام انجام سه کار در یک وقت معمولاً یکی از اونها فراموش می شود ضمن اینکه برای انجام هر کار هم سه برابر وقت معمول باید وقت صرف شود.


4- خواب کوتاه مدت (چرت زدن) باعث بهبود کارکرد روزانۀ مغز می شود.
همۀ ما دربارۀ اهمیت خواب برای مغز می دانیم ولی در مورد چرت زدن چیزهای زیادی نشنیده ایم.

به نظر می رسد که خواب کوتاه مدت در میان روز برای مغز ما بسیار مفید هست.
اثبات شده که چرت زدن باعث بهبود کارکرد حافظه می شود.

در یک مطالعۀ علمی داوطلبین می باید کارت هایی را که به اونها نشان داده شده بود برای تست قدرت حافظه شان بخاطر می سپردند.

سپس بخاطر سپردن برای مدت 40 دقیقه به اونها هستراحت داده شد که گروهی باید بیدار می ماندند و گروه دیگر نیز باید برای مدت کوتاهی می خوابیدند.

سپس این مدت از هر دو گروه آزمون حافظه و بخاطر سپردن انجام شد.

نتیجه این شد که گروهی که برای مدت کوتاهی خوابیده بودند نتیجۀ بهتری از گروه دیگر بدست آوردند.اما چیزی که باعث تعجب محققان شد این بود که گروهی که خوابیده بودند به طور قابل توجه 85% از موارد امتحان را از حدود 60% از کسانی که بیدار مانده بودند، بهتر انجام دادند.
با انجام این آزمون به نظر می رسد که چرت زدن به تحکیم حافظه کمک زیادی می کند.
تحقیقات نشان می دهد هنگامی که یک موضوع برای نخستین بار در مغز به صورت خاطره ثبت می شود به ویژه در منطقۀ هیپوکامپ، می تواند به راحتی فراموش گردد به ویژه که مغز بخواهد موضوعات دیگری را نیز به خاطر بسپارد.
به نظر می رسد در این حالت چرت زدن باعث می شود که خاطرات به قسمت نوقشر (نئوکورتکس) برای ذخیره سازی همیشگی رانده شود.

نوقشر (نئوکورتکس) بخشی از مغز پستانداران هست که لایۀ بیرونی دو نیم‌کره مغزی می باشد و خود از شش لایه تشکیل شده هست.

نوقشر بخشی از قشر مغز هست و در همه پستانداران در عملکرد حواس، تولید دستورهای حرکتی، تصمیم‌گیری مکانی، خودآگاهی و زبان نقش دارد.

چرت زدن باعث افزایش قدرت یادگیری می شود؛
چرت زدن همچنین کمک می کند که اطلاعات اضافی و غیر ضروری از مناطق ذخیره سازی موقت در مغز پاک شده و در نتیجه برای جذب اطلاعات جدید آماده شود.

در مطالعاتی که توسط دانشگاه کالیفرنیا انجام شد ازشرکت نمايندگان برای تکمیل یک چالش در حدود ظهر خواسته شد که اطلاعات جدیدی جمع آوری نمايند.

در حدود ساعت دو سپس ظهر نیمی از شرکت نمايندگان باید بیدار می ماندند در حالی که نیمی دیگر می خوابیدند.

بخش جالب این مطالعه این هست که گروهی که خوابیده بودند نه تنها در ساعت شش سپس ظهر همان روز نتیجه بهتری بدست آوردند بلکه همین گروه در صبح روز بعد هم بهتر کارآیی داشتند.
در طول مدت چرت زدن چه اتفاقی در مغز رخ می دهد؟
برخی از پژوهش های جدید نشان می دهد که نیمکرۀ راست مغز فعالیت بیشتری در طول خوابیدن نسبت به نیمکرۀ چپ مغز که نسبتاً در طول خواب آرام باقی می ماند، دارد.

با توجه به این که 95% از امت راست دست هستند بنابراین نیمکرۀ چپ مغز اونان غالب هست ولی در هنگام خواب این نیمکرۀ راست هست که فعالیت دارد و تعادلی برای کارکرد دو نیم کره ایجاد می کند.

یعنی درتمام مدتی که نیمکرۀ سمت چپ در هستراحت هست، نیمکرۀ سمت راست به پاکسازی مناطق ذخیره سازی موقت و راندن اطلاعات غیر ضروری و ایجاد فضایی مناسب برای ذخیره سازی بلند مدت و پایدار در روز مشغول می شود.


5- بینایی بر حواس دیگر برتری دارد.
بینایی برترین حس از حواس پنجگانه هست.

توجه داشته باشید که سه روز سپس شنیدن یک موضوع شاید تنها 10 % از اون موضوع را بیاد آورید ولی اگر به اون موضوع یک تصویر اضافه شود 65% از اون را به خاطر خواهید سپرد.
تصاویر بر مکتوبات ارجحیت دارند و به همین دلیل هم تنها مطالعهمطالب برای ما کارآیی کافی را ندارد.

مغز ما کلمات را به صورت تصاویر کوچک می بیند و ما باید ویژگی های خاصی را در این حروف شناسایی کنیم که البته این موضوع به وقت نیاز دارد.
برای درک اهمیت حس بینایی جالب هست بدانید که بهترین تست نمايندگان شراب در دنیا برای توصیف شراب سفید عالی اون را قرمز می نامند.

جالب هست که ما بر روی حس بینایی خود بیش از حد تکیه می کنیم ولی این موضوع خیلی هم خوب نیست.

برای نمونه به این واقعیت توجه کنید که مغز ما تماماً در حدس و گمان دیدن چیزهاست زیرا در جهان سه بعدی، نور از طریق پردۀ شبکیه به صورت دو بعدی به درون مغز ما می رسد و در نتیجه تصاویر برای ما تا حدود خاصی قابل مشاهده می شوند پس نمی توان به اونچه می بینیم صد در صد اطمینان کنیم.


6- درون گرایی و برون گرایی دارای مناطق متفاوتی در مغز هستند.
پژوهش های علمی نشان می دهد که تفاوت هایی در آرایش ژنیتیکی و پرداز پاداش بین مغز افراد درون گرا و برون گرا وجود دارد.

در افراد برونگرا هنگامی که ایشان کار خطرناکی را شروع نمايند و این کار به نتیجه برسد مغز این افراد عکس العمل شدیدتری نشان می دهد.گرچه بخشی از این موضوع ژنتیکی هست ولی بخشی دیگر نیز به تفاوت سیستم دوپامین اونها نیز بستگی دارد.

در آزمایشی که از افراد در حال انجام قمار با دستگاه اسکنر به روی مغز اونها به عمل آمد مشخص شد در هنگامی که برنده می شوند در مغز افراد برون گرا جواب شدیدتری در دو منطقۀ مهمِ بادامه مغز(آمیگدال) و هستۀ اکومبنس دیده شد.


هستۀ اکومبنس بخشی ازسیستم دوپامین هست که برای یادگیری و انگیزه یابی برای جستجوی پاداش شناخته شده هست.

تفاوت در سیستم دوپامین مغز برون گراها در این هست که اونها، بیشتر نسبت به دیگران به دنبال سوژه های جدید، مهیج و لذت بردن و بهره گیری از شرایط نامتعارف و شاید خطرناک هستند.


بادامه مغز یا آمیگدال مسئول پردازش محرک های عاطفی هست که به برون گراها شور و هیجان زیاد می دهد.

تحقیقات بیشتری نشان می دهد که این تفاوت ناشی از چگونگی روند تحریک در برون گراها و درون گراهاست.

تحریکاتی که مغز افراد به طرق متفاوتی پردازش می کند بستگی به نوع شخصیت اونها دارد، مثلا برای برون گراها مسیر بسیار کوتاه تر هست.

بدین گونه که تحریکات از طریق مناطق پردازش حس چشایی، لامسه، بینایی و شنوایی اجرا می شود اما برای درون گراها تحریکات از طریق مسیر طولانی و پیچیده تری در مغز انجام می شود یعنی مناطقی که با حافظه، برنامه ریزی و حل مشکلات در ارتباط هستند.


7- ما کسانی که اشتباه بیشتری را مرتکب می شوند، بیشتر دوست داریم.
به نظر می رسد که اشتباه کردن ما را محبوب تر می کند! این نظریه به چیزی به نام «اثر زمین خوردن» مربوط می شود.

«اثر زمین خوردن» در فیلم های کمدی هستفادۀ بسیار دارد.

در «بافر بلاگ» آقای «کوین لی» این گونه توضیح می دهد؛ "اشخاصی که هیچوقت اشتباه نمی نمايند نسبت به افرادی که مرتکب اشتباهات فاحش می شوند محبوبیت کمتری دارند".


اشتباه باعث نزدیکی افراد به ما می شود زیرا که ما اونها را به خود نزدیک تر می بینیم.

کمال و همواره موفق بودن باعث دوری افراد از یکدیگر می شود.

این نظریه توسط یک روانشناس به نام «الیوت آرونسون» مورد آزمایش برنامه گرفت.

در این آزمایش او از داوطلبین خواست که به صدای ضبط شدۀ افرادی که در یک مسابقۀ پاسخگویی به سئوالات شرکت کرده بودند، گوش دهند و بگویند که کدام یک را بیشتر دوست دارند.

یک گروه از جواب دهندگانی که صدایشان ضبط شده بود در حین پاسخگویی فنجان قهوۀ خود را میریختند.

همین امر باعث شد که داوطلبین این گروه را بیشتر دوست داشته باشند.
به همین دلیل ما افرادی که کامل به نظر برسند را دوست نداریم ( شاید چون خود را خالی از نقص نمی بینیم) ما می دانیم که اشتباه کردن بدترین خطا در جهان نیست و در واقع گاهی هم می تواند به نفع ما کار کند.


8- مراقبه باعث بهبود کارکرد مغز می شود.


مراقبه نه تنها برای تمرکز و آرامش خوب هست بلکه مزایای بسیار دیگری هم دارد.

مراقبۀ مداوم باعث می شود که اضطراب کمتری داشته باشیم زیرا ثابت شده که با این کار ارتباط مسیرهای عصبی ویژه ای را رها می کنیم.گرچه ممکن هست این موضوع به ظاهر زیاد هم خوب به نظر نرسد ولی خیلی هم خوب هست! این نکته بسیار تکنیکی و جالب هست.
«مرکز من» درقشرجلویی مغز برنامه دارد که در این بخش اطلاعات مربوط به پردازش شخص و تجربیاتش در اون نهفته هست.

به طور معمول مسیرهای عصبی بسیار قوی از احساسات بدنی و مرکز ترس به «مرکز من» متصل هست.

در هنگامی که شما تجربۀ ترس یا ناراحت نماينده ای دارید یک واکنش شدید در «مرکز من» منجر به ترسیدن شما می گردد.

اما هنگامی که ما شروع به مراقبه می کنیم این ارتباطات عصبی ضعیف می شود و این بدین معنی هست که واکنش ما دیگر همراه با احساس شدید در «مرکز من» همراه نخواهد بود.

در حین تضعیف این ارتباط ما به طور هموقت ارتباطِ مرکز ارزیابی خود ( بخشی از مغز که مخصوصِ هستدلال کردن هست)، را با احساسات بدنی و مراکز ترس تقویت می کنیم.


در این موقعیت اگر تجربۀ ترس و یا ناراحت نماينده ای داشته باشیم، توانایی نگاه عقلانی و منطقی به اون را نیز خواهیم داشت.

محققان دانشگاه لیدن هلند ، برای مشاهدۀ این که آیا مراقبه در خلاقیت هم اثر گذار هست یا خیر به روی هر دو موضوع تمرکز-توجه و نظارت مطالعه کرده اند.


اونها دریافتند که تمرین تمرکز-توجه در مراقبه هیچ نشانۀ آشکاری در جهت بهبود خلاقیتِ پس از مراقبه با خود به همراه نداشت.

اما کسانی که تمرین نظارت باز بر مراقبه داشتند در یافتنِ ایده های جدید نتیجۀ بهتری از خود نشان دادند.

یکی دیگر از مزایای مراقبه بهبود حافظۀ سریع هست.
دکتر«کاترین کر» محقق مرکز ماتینوس برای تصویربرداری پزشکی و مرکز تحقیقات اوشو دریافت، افرادی که مراقبۀ فکری انجام می دهند توانایی تنظیم امواج مغزی در مواردی که باعث حواس پرتی می شود را دارند و در نتیجه می توانند بهره وری خود را افزایش دهند.


او در این زمینه فرمود: که این تواناییِ چشم پوشی از حواس پرتی می تواند توضیحی برای توانایی بیشتر در سرعت یادگیری و ترکیب با وقایع جدید باشد.

به نظر می رسد که این موضوع بسیار شبیه به قدرت برنامه گرفتن در شرایط جدیدی هست که می تواند به صورت چشمگیری به بهبود حافظۀ ما در موارد مختلف منجر گردد.


همچنین مراقبه می تواند با افزایش محبت، کاهش هسترس، بهبود مهارت های حافظه و حتی افزایش میزان مادۀ خاکستری مغز نیز مرتبط باشد.


9- ورزش می تواند مغز را ساماندهی و اراده را تقویت کند.
ورزش برای بدن خوب هست و این موضوع را همه می دانیم.

اما آیا ورزش برای مغز نیز خوب هست؟
به نظر می رسد که ارتباطی بین ورزش و هوشیاری ذهنی مانند شادی، وجود دارد.

ورزش در بلند مدت می تواند در عملکرد شناختی موثر باشد.

ورزشکاران در آزمون های حافظۀ بلند مدت، هستدلال، توجه، حل مسائل و حتی وظایف هوش سیال نیز بهتر از کسانی که بدون تحرک هستند، عمل می نمايند.

این موضوع کاملا مشهود هست که ورزش ما را شادتر می کند.

هنگامی که انسان شروع به ورزش می کند مغز خود را در وضعیت هسترس می یابد و همان طور که فشار خون و تعداد ضربان قلب بالا می رود، مغز فکر می کند که انسان در حال مبازره و یا فرار هست.

در این شرایط مغز برای دفاع از بدن در حالت هسترس شروع به ترشح پروتئنی به نام "بی دی ان اف" می کند.

"بی دی ان اف" یک عنصر حفاظتی و ترمیمی برای اعصاب حافظه هست و به عنوان یک سوئیچ تنظیم مجدد افکار عمل می کند.

به همین دلیل هست که پس از ورزش کردن ما اغلب احساس آرامش، روشنی و شادی داریم.

در همین هنگام هم اندروفین که علیه هسترس مبارزه می کند، در مغز ترشح می شود.

محقق «مک گاورن» در ارتباط با این موضوع می نویسد؛ این هدف اصلی اندروفین هست که درد را به حداقل میزان خود رسانده و از ناراحتی های سپس ورزش و احساس درد جلوگیری کند و در عین حال با شادی و سرخوشی نیز همراه هست.


10- با انجام کارهای جدید وقت آرام تر سپری می شود.
همۀ ما در مواقعی این تجربۀ را داشته ایم که متوجه سپری شدن وقت نشدیم.

این موضوع یک ترفند مربوط به مغز در چگونگی درک وقت هست.

مغز ما اطلاعات بسیار زیادی را از حواسمان جمع آوری کرده و قبل از این که خودمان این موضوع را بفهمیم اونرا ساماندهی می کند.
پس اونچه ما فکر می کنیم که حس ما از گذر وقت هست در واقع فقط رشته اطلاعاتی هست که با روشی ویژه توسط مغز برای ما تعیین شده هست.
هنگامی که مغز ما اطلاعات جدیدی دریافت می کند این اطلاعات لزوماً در جهت مناسب و منظم نیستند اما به طوری که برای ما قابل درک باشد نیاز به تجدید ساوقتدهی دارند.
برای پردازش اطلاعات شناخته شده نیاز به وقت زیادی نیست، اما با دریافت اطلاعات جدید به وقت بیشتری برای پردازش و قابل فهم شدن این اطلاعات نیاز داریم.

در نتیجه سپری شدن وقت به وسیلۀ ما بیشتر درک می شود.


جالب این هست که فقط یک ناحیه از مغز کنترل درک وقت را در اختیار ندارد بلکه تمامی مغز این وظیفه را انجام می دهد، برخلاف حواس مشترک پنچگانۀ ما که هر یک در یک منطقۀ ویژه در مغز مشخص هست.
بنابراین با دریافت مقدار زیادی اطلاعات جدید، مغز ما وقت بیشتری برای پردازش نیاز دارد و همین باعث می شود که گذشت وقت را بیشتر احساس کنیم.

همین طور هم در هنگامی که در شرایطی برنامه داریم که حیات خود را در تهدید می بینیم گذشت وقت را بیشتر درک می کنیم زیرا در حال کسب تجارت بیشتری هستیم.

در این شرایط ما تمامی توجهمان به گذشت وقت هست همینطور در هنگام گوش دادن به یک موسیقی لذت بخش نیز ما درک طولانی تری از گذشت وقت داریم.


ترجمه و تلخیص: فرشاد سجادی منبع


Why We're More Creative When We’re Tired, And 9 Other Surprising Things About How Brains Work | Fast Company | Business + Innovation

2:

120 تمرین برای افزایش قدرت ذهن


1- از جدول و بازی های فکری هستفاده کنید...

2- از دست غیرغالب خود در مسواک زدن، شانه کردن یا هستفاده از موس هستفاده کنید.

در یک وقت با هر دو دست بنویسید.

قاشق و چنگال را جابجا در دست بگیرید

3- ابهام را در آغوش بگیرید.

یادبگیرید که از اضداد (پارادوکس) و خطاهای دیداری لذت ببرید

4- نقشه کشی ذهنی را بیاموزید

5- یکی از حواس خود را کنار بگذارید.

چشم بسته غذا بخورید، از شاخه گوش هستفاده کنید، با چشم بسته دوش بگیرید

6- توانای خود در چشیدن مقایسه ای را افزایش دهید.

مثلاً پنیر و شکلات و مواردی دیگر

7- اشتراکات بین موضوعاتی که به ظاهر بی ارتباط هستند را پیدا کنید

8- از کیبورد هایی هستفاده کنید که جای حروف اون متفاوت هست

9- برای لوازم متداول، کاربرد های گوناگون بیابید.

مثلاً چند کاربرد برای میخ می توانید بیابید، 10 تا، 20 تا ...؟

10- فرضیات خود را معکوس کنید

11- تکنیک های خلاقانه را بیاموزید

12- به یک جواب اکتفا نکنید

13- واقعیت ها را معکوس کنید.

از خود بپرسید : چه می شود اگر ...؟

14- تکنیک اسکمپر را فراگیرید

15- تابلوها یا تصویر زمینه مونیتور را برعکس کنید

16- نقادانه تفکر کنید.

خطاهای متداول را پیدا کنید

17- منطق را بیاموزید.

معماهای منطقی را حل کنید

18- ترسیم کنید.

برای نقاشی نیاز نیست که یک نقاش باشید

19- مثبت فکر کنید

20- کارهای هنری کنید مانند نقاشی، موسیقی، مجسمه سازی و غیره

21- در یک وقت چند کار را با هم اجرا کنید

22- غذاهای متناسب برای مغز بخورید مانند گردو، بادام، نان برشته، چای سبز و غیره

23- سیر غذا نخورید.

کمی گرسنه باشید

24- نرمش های روزانه اجرا کنید

25- صاف بنشینید

26- زیاد آب بخورید

27- نفس عمیق بکشید

28- بخندید

29- به فعالیت های خود تنوع بدهید.

برای خود مشغولیات ذوقی انتخاب کنید

30- خوب بخوابید

31- چرت میان روز داشته باشید

32- موسیقی گوش کنید

33- کارها را عقب نیاندازید

34- وابستگی خود به تکنولوژی را کاهش دهید

35- تحقیقات اینترنتی داشته باشید

36- پوشش های خود را تغییر دهید.

پابرهنه راه بروید

37- با خود بلند بلند صحبت کنید

38- ساده سازی کنید

39- شطرنج یا بازی های صفحه ای اجرا کنید به خصوص شطرنجی که پیشرفت بازی توسط ایمیل باشد

40- بازی های مغزی اجرا کنید مانند سودوکو، جدول کلمات متقاطع و غیره

41- کودک باشید

42- بازی های ویدئویی اجرا کنید

43- شوخ باشید.

جوک بسازید

44- حد نصابی بگذارید که روزانه یا هفتگی، ایده های جدید بسازید

45- یک موسسه مالي ایده داشته باشید

46- به صورت منظم ، موسسه مالي ایده را مرور کنید و وضعیت اجرایی سازی اونها را بسنجید

47- خود را مشغول مشاهدات موضوعی کنید.

مثلاً در طول روز چند بار رنگ قرمز، یا ماشین های یک کمپانی خاص را می بینید

48- نشریه ای را به صورت دایم بخوانید

49- یک زبان خارجی بیاموزید

50- در رستوران های متفاوت غذا بخورید، به خصوص رستوران های مربوط به ملل مختلف

51- برنامه نویسی با کامپیوتررا یاد بگیرید

52- کلمات بلند را از آخر به اول بنویسید.

رگشلاچ

53- محیط خود را تغییر دهید.

جای اجسام را تغییر دهید.

به مکان های ناشناخته بروید

54- شعر بنویسد، داستان بنویسید، وبلاگ راه بیاندازید

55- زبان نشانه ها را بیاموزید

56- یک ساز موسیقی یاد بگیرید

57- از موزه ها بازدید کنید

58- در مورد روش کارکرد مغز مطالعه کنید

59- تندخوانی را یاد بگیرید

60- سبک یادگیری خود را کشف کنید

61- به صورت ذهنی حدس بزنید که روزهای ماه، چند شنبه هستند

62- به صورت ذهنی، گذر وقت را حدس بزنید

63- تخمین بزنید.

مثلاً تعداد برگ های جنگل آمازون بیشتر هست یا تعداد نرون های مغز؟ جواب دهید

64- با ریاضیات دوست باشید.

65- روش هایی در خاطر سپاری داشته باشید

66- مکان هایی که به خوبی می شناسید را تجسم کنید

67- روابط جنسی صحیح داشته باشید

68- نام افراد را به خاطر بسپارید

69- مدیتیشن کنید.

ذهن خالی را تجربه کنید

70- فیلم هایی از ژانرهای مختلف ببینید

71- تلویزیون را خاموش کنید

72- تمرکزتان را تقویت کنید

73- در ارتباط با طبیعت باشید

74- محاسبات ذهنی اجرا کنید

75- روزی را برای حرکت آرام داشته باشید

76- سرعت انجام کارهایتان را تغییر دهید.

برخی را سریعتر و برخی را آرام تر اجرا کنید

77- در مقطع از وقت، یک کار اجرا کنید

78- به تعصب های خود هوشیار باشید

79- کفش های دیگران را به پا کنید.

80- ببینید دیگران مسایلشان را چقدر متفاوت حل می نمايند یا چقدر متفاوت فکر می نمايند.

ببینید یک احمق چگونه کارهایش را انجام می دهد

81- در موضوعات عمیق بیاندیشید

82- وقتی برای تنهایی و تمدد اعصاب (ریلاکس بودن) کنار بگذارید

83- خود را به یادگیری در تمام عمر، متعهد کنید

84- به کشورهای خارجی سفر کنید.

روش های گوناگون زندگی را بیاموزید

85- نابغه ای را برای الگو برداری انتخاب کنید

86- شبکه ای از دوستان حمایت نماينده داشته باشید

87- رقابت کنید

88- تنها به کسانی که با شما موافقند نچسبید.

با کسانی هم معاشرت کنید که با شما مخالفند

89- طوفان ذهنی کنید

90- نوع نگاه خود را تغییر دهید.

از کوتاه مدت به بلند مدت و از فردی به جمعی

91- ریشه مسایل را بیابید

92- جملات قصار را جمع آوری کنید

93- نوع رسانه خود را عوض کنید.

به جای نوشتن، صدایتان را ضبط کنید و به جای کامپیوتر از کاغذ هستفاده کنید

94- ادبیات کهن بخوانید

95- مهارت های خواندنی خود را تقویت کنید.

مطالعهموثر یک مهارت ضروری هست.

در اون تبحر پیدا کنید

96- کتب را خلاصه سازی کنید

97- خودشناسی کنید

98- مشکلات خود را با صدای بلند تشریح کنید

99- مشکل خود را برای یک اهل درد ، در میان بگذارید

100- خط بریل بیاموزید.

می توانید از لمس شماره های آسانسور، وقتی که داخل اون هستید شروع کنید

101- از عطرهای گوناگون هستفاده کنید

102- حس های خود را ترکیب کنید.

رنگ صورتی چه وزنی دارد؟ صدای عطر گل مریم، چیست؟

103- مناظره کنید.

از یک نظریه دفاع کنید.

همچنین همان نظریه را بکوبید

104- وقتی را برای پرورش مغز اختصاص دهید

105- کنجکاو باشید

106- خود را به چالش بکشید

107- توانایی تجسم خود را زیاد کنید.

حداقل روزی 5 دقیقه تجسم کنید

108- رویاهایتان را بنویسید.

همواره دفترچه یادداشتی به همراه داشته باشید و به محض بیدار شدن از خواب رویاهایتان را بنویسید

109- یاد بگیرید در بیداری رویای شفاف ببینید

110- برای خود هستراحت گاه ذهنی (تجسمی) داشته باشید

111- برای انجام کارهای خود، وقتی معلوم کنید

112- لغت نامه ای از لغات جالب داشته باشید.

برای خود لغاتی را ابداع کنید

113- مدیریت هسترس داشته باشید

114- ورودی های تصادفی داشته باشید.

به صورت تصادفی برخی مجلات یا سایت ها را انتخاب و اونها را مطالعه کنید.

115- هر روز از یک مسیر متفاوت بروید

116- سیستم عامل متفاوتی را در کامپیوتر خود نصب کنید

117- دایره لغوی خود را افزایش دهید

118- از اونچه مورد انتظار هست بیشتر تحویل دهید

119- در حین پیاده روی مسایلتان را حل کنید یا با دوستانتان فرمودگو کنید

120- ضرب المثل ها را به صورت خلاقانه تغییر دهید


مترجم: حمید همتی
منبع
http://litemind.com/

3:

با مشاهده تصویر زیر می توانید تشخیص دهید کدام نیمکره مغز شما بیشتر توسعه یافته و فعال هست.

کافی هست تشخیص دهید قطار به سمت راست حرکت می کند یا به سمت چپ.

مغز خود را بشناسید

اگر قطار بسمت راست حرکت می کند :

نیمکره چپ مغز شما فعال و توسعه یافته هست.

این بخش از ذهن توانایی های زبانی شما را بعهده دارد.

این نیمه از مغز فرمودار و توانایی مطالعهو نوشتن شما را کنترل می کند.

همچنین حقایق، نام ها، تاریخ و نوشته ها را به یاد شما می آورد.

سمت چپ مغز مسئول منطق و تجزیه و تحلیل هست.

به این معنی که تمام واقعیات را بررسی می کند.

اعداد و سمبل های ریاضی توسط این بخش شناخته می شوند.

اطلاعات از طریق نیمکره چپ مغز بترتیب پردازش می شوند.

اگر قطار بسمت چپ حرکت می کند :

نیمکره راست مغز شما فعال هست.

نیم کره راست متخصص پردازش اطلاعات تصویری و نمادهاست اما نه اطلاعات کلمه ای.

این نیمه از مغز به ما موقعيت خواب دیدن و خیالبافی را می دهد.

با کمک نیمکره راست، ما می توانیم داستان های مختلف را با هم ترکیب کنیم.

همچنین این نیمکره مسئول توانایی های موسیقی و هنر های تجسمی هست.

نیمکره راست به طور هموقت می تواند بسیاری از اطلاعات مختلف را پردازش کند.

این بخش می تواند مشکلات را بعنوان یک کل حل کند و نه با هستفاده از تجزیه و تحلیل.
مغز خود را بشناسید
منبع

4:

ممنون بابت مطالب زیباتون

5:

چ جالب....نیمکره راست مغز من فعال تر بود....


72 out of 100 based on 57 user ratings 932 reviews