از قران كریم فدك متعلق به فاطم


از قران كریم فدك متعلق به فاطم




بر اساس كدام آیه از قران كریم فدك متعلق به فاطمه زهرا (س) میباشد.
پاسخ :
خواهر گرامی - با سلام

بدونم آیا راهی برای دریافت دروس حوزه علمیه تبیان از راه پست یا مراجعه
قبل از هر گونه اظهار نظری توجه شما را جلب می نمایم به شمه ای از تاریخ فدك ، شما ملاحظه بفرمایید ، در صورتی كه اشكال دیگری بود در خدمت شما هستم .

الرحیم یا علی با سلام وتشکر آیا در اینترنت تفسیر انگلیسی قرآن کریم
ضمناً وجود مبارك زهرای مرضیه سلام الله علیها در خطبه معروف و قراء خود در مسجد و در حضور ابوبكر و دیگر صحابه به آیاتی از قراون در اثبات حقانیت خود در فدك اشاره دارند كه اجمالاً بدان اشاره شده هست .


الرحیم یا علی با سلام وتشکر از جوابی که دادید ولی متاسفانه هرقدر این


یعنی چه؟ آیت ا... خا
خوب دقت كن و با توجه بخوان

را از طریق این سایت انجام می دادم وبرایم جالب بود .چگونه می توانم مجددا
از دیگر صحنه‏هاى مربوط به زندگى اون حضرت، مسأله غصب فدك بود .

ی علمیه شرکت کرد؟آیا آزمونی دارد؟
در اوایل سال هفتم هجرى، سپاه اسلام به طرف قلعه‏هاى خیبر كه در تصرف یهودیان بود حركت كردند و قلعه‏ها را فتح نمودند .

عزیزان از جواب شما متشكرم ولی من بار دیگر می پرسم لطفا دقیق جواب دهید
اهالى یكى از قلعه‏ها از در مصالحه برآمده و قریه فدك را كه شامل زمینهایى حاصلخیز بود به شخص پیامبر بخشیدند و جنگ پس از 25 روز پایان یافت .

میخواستم بدانم که ایا یک نفر میتواند به طور همزمان و رسمی هم در یک دانشگاه
پس از اون، جبرئیل این آیه را نازل كرد: " و آت ذا القربى حقّه و المسكین و ابن السّبیل" - یعنی : به خویشاوندان حقشان را بده همچنین به مسكین و در راه ماندگان (سوره اسراء، آیه 26( پیامبر از جبرئیل پرسیدند: ذا القربى كیست؟ جواب داد: ذا القربى فاطمه هست و حق او فدك هست .

به كتب تاریخی سنی و شیعه مراجعه فرمایید ، لذا رسول اكرم (ص) فدك را به فاطمه (س) بخشید .
از سال هفتم تا یازدهم هجرى این اراضى تحت تسلط ایشان بود و درآمد سرشار اون، بین فقرا تقسیم مى‏شد .
پس از روى كار آمدن ابوبكر، حكومت با كمبود بودجه مواجه شد، زیرا عده‏اى از پرداخت زكات خوددارى مى‏كردند و از طرفى درآمد فراوان فدك كه به فقرا مى‏رسید، مى‏توانست قلوب عامه را به سمت دیگرى غیر از ابوبكر (یعنی اهل بیت -ع) سوق دهد .
لذا حكومت، فدك را به تصرف درآورد و به دستور ابوبكر، كارمندان منصوب از طرف حضرت زهرا (س) از اونجا اخراج شدند .
حضرت به این عمل اعتراض كردند .
ابوبكر جواب داد: من از پیامبر شنیدم كه فرمود: نحن معاشر الأنبیاء لا نورث: ما پیامبران براى كسى میراث باقى نمى‏گذاریم .
این، در حالى بود كه همگان مى‏دانستند كه فدك از طریق ارث به حضرت زهرا نرسیده بود؛ بلكه پیامبر (ص) اون را در وقت حیات خود به دختر خود بخشیده بودند و اصلاً مسئله ارث در میان نبود كه ابوبكر این روایت را جعل كند .
پس از این پاسخ، حضرت با دلى پرسوز و در میان گروهى از زنان بنى هاشم به مسجد آمده، پشت پرده نشستند و بشدت گریستند .
پس از لختى درنگ خطبه‏اى مفصل ایراد كردند كه در كتب روایى آمده هست .
در اون خطبه پس از حمد و ثناى الهى و درود بر پیامبر (ص) و بیان ثمرات و حكمتهایى كه بر جعل احكام اسلام مترتب شده هست، به بیان وقایع پس از رحلت پیامبر (ص) پرداخته، خطاب به ابوبكر فرمودند: اى پسر قحافه! آیا در كتاب خدا نوشته هست كه تو از پدرت ارث ببرى، ولى من ارث نبرم؟ چه افتراى بزرگى! آیا عمداً عمل به كتاب خدا را ترك كردید و اون را پشت سر انداختید؟ مگر قراون نمى‏گوید: و ورث سلیمان داود: سلیمان از داود ارث برد و اونجا كه داستان زكریا را نقل مى‏كند، مگر سخن زكریا را نقل نمى‏كند كه عرض كرد: هب لى من لدنك ولیّا یرثنى و یرث من آل یعقوب: پروردگارا به من ولیى (فرزندی) از جانب خودت عطا كن كه از من و از آل یعقوب ارث ببرد؟ مگر اونان پیامبر نبودند ؟ و مگر نمى‏فرماید: بعضى از خویشاوندان (در ارث بردن) نسبت به بعضى دیگر در كتاب خدا اولویت دارند؟ و مگر نمى‏فرماید: خداوند شما را در مورد فرزندان سفارش مى‏كند كه هر پسرى، دو برابر دختر ارث مى‏برد؟ و مگر نمى‏فرماید: اگر كسى مالى از خود به جاى گذاشت، لازم هست كه براى پدر و مادر و خویشاوندانش به نیكى وصیت كند؛ این حق لازمى هست كه بر عهده پرهیزكاران هست؟ شما خیال مى‏كنید كه من از پدرم ارث نمى‏برم؟ آیا پدرم از این آیات هستثنا شده هست و این آیات تنها مخصوص شماست؟ یا اینكه مى‏گویید اهل دو ملت (و دو آیین) از یكدیگر ارث نمى‏برند .
مگر من و پدرم از یك ملت نیستیم؟ آیا شما خیال مى‏كنید به عموم و خصوص قراون از پدر و پسر عمویم داناترید؟ اكنون شتر فدك را با افسار و جهازش بگیر كه روز قیامت خود را خواهى دید و خداوند حاكم خوبى هست ..
اونگاه ابوبكر برخاست و فرمود: تو اى بهترین زنان و اى دختر بهترین پیامبران، در فرمودارت صادق و در عقل و خردت بر همه برترى دارى؛ كسى حق تو را از تو نمى‏گیرد و تو را به دروغ نسبت نمى‏دهد .
به خدا قسم، من از رأى رسول خدا عدول نكردم و جز به فرمان او عمل نمى‏كنم؛ پیشواى یك ملت هرگز به امتش دروغ نمى‏گوید .
من خدا را به گواهى مى‏گیرم - و گواهى او كافى هست - كه از رسول خدا- صلى الله علیه و آله و سلم- شنیدم كه مى‏فرمود: ما پیامبران طلا و نقره و خانه و زمین به ارث نمى‏گذاریم، میراث ما كتاب و حكمت و دانش و نبوت هست و رزق و دارایى ما متعلق به ولى امر و حاكم پس از ماست، تا هر حكمى كه خواست در مورد اون بكند .
ما اونچه را كه تو مطالبه مى‏كنى، براى خرید اسب و سلاح مصرف كردیم تا مسلمین با اون بجنگند و با كفار جهاد كنند و با بدكاران و گردنكشان مبارزه كنند و این، به اماع مسلمین هست و همه این كار را قبول دارند .
حضرت مجددا به آیه یرثنى و یرث من آل یعقوب هستناد كردند تا بفهمانند كه روایت نقل شده از جانب ابوبكر، مخالف نص صریح قراون هست و مردود مى‏باشد .
اونگاه امت را بخاطر سكوتشان نكوهش كرده، با ناراحتى مجلس را ترك كردند .
پس از مراجعت به منزل، على (ع) ایشان را به صبر، آرامش دعوت نمودند .
در كتب روایى آمده هست كه فاطمه زهرا (س) تا آخر عمر با ابوبكر تكلم نكرد و از او خشمگین بود .
این صحبت غیر از اونكه افترایی عجیب به پیامبر (ص) بود اصلاً موضوع بحث نبود چرا كه فدك متعلق به زهراء سلام الله علیها بود و ارث نبود تا ابو بكر به این روایات جعلی هستناد كند و غصب اون فقط و فقط سیاسی و به غرض ضربه زدن به اهل بیت علیهم السلام بود .


به هر حال بنا به وصیت اون حضرت، هیچ یك از كسانى كه در غصب حق ایشان در فدك و غیر اون شركت داشتند و یا به اون راضى بودند، در مراسم نماز و دفن ایشان حاضر نشدند و پیكر مطهرشان شبانه و بطور مخفى دفن شد و براى اونكه نتوانند قبر ایشان را بیابند، چند قبر ساختند تا امر مشتبه بماند؛ لذا هنوز نیز قبر اون حضرت مخفى هست و این مخفی بودن قبر مطهر پاره تن رسول خدا كه ام ابیها بود هم از آثار غصب فدك به دست اهل سقیفه مخصوصاً ابی قحافه (ابوبكر هست) .
این احتمال وجود دارد كه اون حضرت در قبرستان بقیع، یا در مسجد پیامبر، (بین قبر اون حضرت و منبر ایشان) و یا در خانه خودشان مدفون شده باشند .
وقتى امیر مؤمنان، على- علیه السلام- همسر خود را دفن كردند، فرمودند: السّلام علیك یا رسول الله عنّى و عن ابنتك النّازلة فى جوارك و السّریعة اللّحاق بك! (الخ): سلام بر تو اى رسول خدا .
از جانب خود و از جانب دخترت كه در جوار تو آرمیده .
و چه زود به تو ملحق شد! یا رسول الله! در غم از دست دادن دختر برگزیده‏ات صبرم كم و طاقتم تمام شد، ولى پس از مصیبت از دست دادن تو، هر مصیبتى قابل تحمل مى‏شود! من سرت را در لحد قبرت برنامه دادم و بین گردن و سینه‏ام بودى كه جان از بدنت خارج شد؛ إنّا لله و إنّا إلیه راجعون! دخترت امانتى بود كه باز پس گرفته شد و گروگانى بود كه به صاحبش برگردانده شد؛ اما اندوهم را پایانى نخواهد بود و شبهاى من به بیدارى خواهد گذشت تا وقت مرگم فرا رسد و خدا مرا در سرایى كه تو در اونجا هستى مقیم گرداند .
بزودى دخترت به تو خبر خواهد داد كه چگونه امتت دست به دست هم دادند و بر او ستم كردند؛ پس ماجرا را بطور كامل از او بپرس و جریان را از او جویا شو! .
.
(نهج البلاغه فیض‏الاسلام، كلام 193( در تاریخ وفات اون بانو اختلاف هست .
مشهورترین اقوال اون هست كه ایشان پس از 75 روز، یا 95 روز از رحلت پیامبر- صلوات الله علیه و آله وسلم- دار فانى را وداع فرمودند .
درود خدا بر صاحب فدك روزی كه بدنیا قدم نهاد و روزی كه از دنیا رفت و روزی كه تبعث حیاً
درود خدا بر شما فرخنده عزیز كه پیرو فاطمه ای

60 out of 100 based on 15 user ratings 890 reviews