قرآن ب

قرآن هرگاه به واحدةًً وّلكنْ یّضل داشته باشیم باید ادغم بین( ً )و(و)داشته
به شدت به حفظ قران علاقه مندم و 4 سال پیش شروع به حفظ کردم با علاقه ای غیر
در قران و کجا وبه
برنامه برا
من دو سوال ممنونقرانی داشتم می شوم از شما اگرجواب دهید1درفیلم حضرت عیسی
مطابق آیه إِذَا خَاطَبَهُمُ الْجَاهِلُونَ فقالوا سلاما سوره فرقان /63
بررسی میزان آگاهی معلمان مدارس ابتدایی شهر مشهد در رابطه با پیشگیری و کنترل سل ریوی
بررسی میزان آگاهی بیماران مبتلا به بیماری قند در مورد بیماری قند و اصول مراقبت از خود در بیمارستانهای خصوصی تهران
بررسی و تعیین انواع فعالیتهای بالینی که دانشجویان لیسانس پرستاری بر حسب درک فردی خود به عنوان تجارب بالینی تنیدگی‌آور قلمداد می‌کنند
بررسی میزان آگاهی زنان تهران درباره سرطان دهانه رحم و راه تشخیص زودرس آن و ارتباط آن با انجام و ترتیب انجام پاپانیکلائو در آنها
بررسی نظر پزشکان متخصص شاغل در بیمارستانهای تهران در مورد حرفه پرستاری و میزان آگاهی آنان از وظایف پرستاران بالینی
بررسی میزان آگاهی مدیران خدمات پرستاری شاغل در بیمارستانهای منتخب نواحی چهارگانه تهران از مدیران و اصول آن
بررسی نگرش اقشار منتخب جامعه نسبت به حرفه پرستاری در تهران
بررسی میزان آگاهی مدیران پرستاری در موارد اصول مدیریت و ارتباط آن با میزان رضایت سرپرستاران از نحوه مدیریت آنها در بیمارستانهای آموزشی تهرا
بررسی روشهای ارتباطی موجود بین مدیران پرستاری و سرپرستاران بخشها و ارزیابی سرپرستاران مزبور از این روشهای ارتباطی در بیمارستانهای منتخب
بررسی فعالیتهای کلینیکهای تنظیم خانواده در زمینه جلوگیری از بارداری و کلینیکهای تنظیم خانواده منتخب تهران

قرآن ب




سلام آرزو دارم مفسر قرآن بشوم باید چه کار کنم

پاسخ :
با عرض سلام

آرزوی قبولی طاعات و عبادات لطفا 5 مورد ازعلومی که در قرآن درباره آن صحبت
راه‏كارها و ابزارهاى فهم و تفسیر قراون

آ


رحیمی عزیز یه مدتی شده یکی دو تا سوال خیلی ذهنمو به خودش مشغول کرده ،


و عرفا لحظه ای از یاد خدا غافل نمیشوند میخواستم ببینم پس انها چطور در
مقدمه

میگم. چند سالیه در موردی استخاره میگیرم.جوابش خیلی شبیه نیتم میاد. قران
«قراون مشعلى هست كه نور اون هرگز خاموش نمى‏گردد، چشمه زاینده‏اى هست كه واردان از اون نمى‏كاهند، نشانه‏هایى هست كه روندگان بى‏اون‏ها راه نمى‏یابند، دلیل كسى هست كه به اون سخن گوید، فیروزى كسى هست كه اون را حجت آورد، نگه‏دارنده كسى هست كه به اون عمل كند، سپر كسى هست كه اون را دربرگیرد، دانایى كسى هست كه اون را در گوش دارد.


وبحیره در آیه103 سوره مائده چیست؟ اگر میشود درمورد برهوت ودارلسلام برایم
همانا قراون كان ایمان و كانون اون، سنگ‏هاى بناى اسلام و پایه اون، میدان‏هاى حق و راه‏هاى اون هست.» (1)

در قرآن حکیم وجود دارد که همه 28 حرف زبان عربی در آنها ذکر شده است.نام این


در مورد قرآ داشتم: 1.سوره بقره آیه 142 نوشته:خدا هر که را که بخواهد به راه

ضرورت شناخت قراون و شناخت‏پذیرى اون
نخست دلایل ضرورت شناخت قراون و امكان بررسى، تدبر و تفكر درباره اون را با دقت‏بررسى مى‏كنیم، سپس به پژوهش و جست وجوى راه كارها و ابزارهاى فهم صحیح این كتاب با عظمت مى‏پردازیم.

دلایل ضرورت شناخت و شناخت‏پذیرى قراون و جست و جوى راه‏كارهاى تفسیر و تحصیل مقاصد خداوندى را در یك نگاه كلى، مى‏توان موارد ذیل دانست:

1- قراون كریم، تنها معجزه جاویدان و سند حقانیت اسلام و گواه صدق رسول خاتم(ص) هست كه طى آیاتى، جن و انس را به هماوردى فراخوانده، (2) عدم امكان اون را فراخوان داشته هست و ضرورت آشنایى با موارد یاد شده، لزوم شناخت قراون و امكان شناخت اون را ضرورى مى‏نماید.

2- قراون خود را برابر نوامیس فطرت معرفى كرده(روم:30) و بشر را به شناخت اون فرامى‏خواند.

جست و جوى فطرت ضرورت شناخت قراون را لازم و امكان‏پذیرى اون را آشكار مى‏سازد.

3- با توجه به اینكه راه‏كارهاى شناخت‏بشرى (حس، تجربه، عقل، شهود و...) در عرصه جهان‏شناسى و حقایق نهفته در اون ناتوان هست، تنها راه‏كار مطمئن و دقیق، روزنه حقیقت‏نماى وحى هست كه انسان را بدان رهنمون مى‏گردد.

(3)

4- با توجه به خدشه‏دار شدن سنت رسول خدا(ص) در جریان نامبارك سقیفه، (4) این تنها قراون هست كه از صدر اسلام تاكنون و تا ابد، از گزند تحریف مصون بوده و آیینه تمام‏نماى اسلام هست.

از این‏رو، شناخت اون ضرورى مى‏باشد.

5- از اون‏جا كه قراون كریم در تمام عرصه‏هاى زندگى بشرى، قوانین جاویدان حیاتى عرضه كرده، (5) شناخت كامل اون ضرورى هست.

6- قراون كریم داراى اعجاز بیانى هست و از این ره‏گذر، عقول و دل‏هاى بزرگ و والا را چون نیروى مغناطیسى مجذوب خویش مى‏سازد.

از این‏رو، براى فراهم آوردن زمینه چنین جذبه و گرایشى براى عشاق انوار ربوبى، شناخت قراون ضرورى مى‏نماید.

(6)

7- از اونجا كه انسان همواره براى نیل به جوار قرب حق در حركت‏بوده (7) و حركت نیز به شناخت ژرف و دقیق نیازمنداست (8) و از سوى دیگر، قراون كریم در ضمن آیه‏هایى، همگان را به تدبر و تفكر و اندیشه در آیات خود دعوت كرده، (9) بى‏توجهى بدان را گناه شمرده و غافلان از اون را مورد نكوهش برنامه داده، همچنین قراون خود را «تبیان كل شى‏ء» معرفى كرده و همه اهل عالم را بدان نیازمند مى‏داند، (10) این موارد، شناخت اون را ضرورى و لازم مى‏گرداند.

8- قراون كریم از سوى پروردگار بى‏نیاز فرود آمده و از هر نوع كلام بشرى بى‏نیاز بوده و دیگر دانش‏هاى بشرى بدان نیازمند هست.

بنابر این، شناخت قراون از نیازهاى ضرورى و اصیل بشرى هست.

(11) از یك‏سو، در حوزه اسلامى، ارزیابى هراندیشه‏اى، حتى سنت رسول خدا(ص)، به قراون واگذار شده و این خود مساله شناخت قراون را ضرورى مى‏نماید.

(12) از سوى دیگر، در قراون كریم به فرض نزولش بر مردگان و جمادات بى‏روح، از تسلیم‏پذیرى اونان سخن فرموده، در مقام نكوهش انسان برآمده و از سرپیچى و تمرد وى شكوه نموده هست.

بنابراین، بر پايه عقل، كتاب، سنت، تاریخ، تجربه، حس و فطرت سلیم بشرى، شناخت قراون لازم بوده و هیچ‏كس در هیچ وقت و هیچ شرایطى، از اون بى‏نیاز نیست.


قراون در آیینه قراون
قراون كریم در یك فراخوانى عمومى، جن و انس را به مطالعه و فهم خود دعوت كرده و خود را شناخت‏پذیر و قابل فهم معرفى مى‏نماید، چنان كه در آیاتى خود را چنین معرفى مى‏كند:

راهنماى امتان; (13) خودنما و دیگر نما; (14) روشنگر امتان; (15) داور میان متخاصمان; (16) نشانه بزرگ حق; روشنى‏بخش جامعه; (17) فرقان و فاصل حق و باطل; (18) مایه بیدارى و هوشیارى امت; (19) مایه تفكر و شكوفایى عقل; (20) زمینه تدبر ژرف; مایه تذكر و پندآموزى بشر; (21) راهى هستوار به سوى حق، تقواپیشگى و حیات معقول معنوى; (22) نورى روشنگر از سوى پروردگار عالم و پیام ربوبى (23) معرفى كرده و براى اثبات دعوى خود، اقامه برهان مى‏نماید; و تبیان همه اشیا و حقایق، بیان كننده هر خشك و تر و جامع همه مفاهیم حقوقى در گستره خود.

قراون اصول تفسیر خود را در سه اصل پايه ى مى‏داند: قراون با قراون، قراون با عقل، و تدبر و تفكر و بررسى.

(24)


راه‏كار تفسیرى از دیدگاه قراون
قراون كریم راه‏كار تفسیرى خود را طى آیاتى، چنین بیان كرده هست: «ان علینا جمعه وقراونه فاذا قراناه فاتبع قراونه ثم ان علینا بیانه‏» (قیامت:17-19); به راستى، گردآورى و تلاوت قراون برعهده ماست.

پس هنگامى كه اون را مى‏خوانیم تو قرائت ما را پیروى كن، اون‏گاه در بیان مقاصد و مفاهیم اون، از ما پیروى نما.

(25)

بر پایه این آیه، تفسیر قراونى را خود خداوند به عهده گرفته و در آیات دیگرى، اون را برعهده رسول الله(ص) نهاده هست.

آیه‏هاى 44 و 64 سوره نحل و آیه‏هاى 15 و19 سوره مائده بر این مطلب صادق‏اند; چرا كه بر پايه این آیات و آیه 2 سوره جمعه،129 و 151 سوره بقره، 164 آل‏عمران و دیگر آیات مشابه، بیان مقاصد قراون كریم به عنوان یكى از مهم‏ترین، بزرگ‏ترین و بنیادى‏ترین وظایف رسالت تلقى شده هست; یعنى، تلاوت، بیان مقاصد، تعلیم اون و تزكیه مسلمانان همراه با آموزش حكمت پايه رسالت، بلكه تمام اون مطرح گردیده و كوتاهى در بیان اونچه نزول یافته، هم‏چون عدم ابلاغ اون (26) تلقى گردیده هست.

واضح هست كه میان این دو ملازمه عقلى حاكم هست; زیرا از سویى، بیان مقاصد و حقایق قراون را خود ذات اقدس ربوبى برعهده گرفته و از سوى دیگر، بیان اون را به طور كامل، به عهده رسول خاتم(ص) نهاده و براى اون بزرگوار تفصیل داده هست.

بنابراین، آیاتى از قراون، آیات دیگر را تفسیر مى‏نماید و یكى از منابع پايه ى و بنیادین تفسیر قراون خود قراون هست.

دومین منبع تفسیرى قراون، رسول خاتم(ص) هست، چنان كه در آیات 44 و 64 سوره نحل،129 و 151 سوره بقره، 164 آل‏عمران، 15 و19 مائده و دیگر آیات آمده هست.

از نظرگاه تاریخى نیز شواهد فراوانى در دست هست كه رسول خدا(ص) به دنبال قرائت آیات، تفسیر و مقاصد اون‏ها را نیز براى صحابه و به‏ویژه امیرالمؤمنین(ع)، بیان مى‏فرمود.

روایت عبدالرحمن السلمى (ت 72 ه.ق) از برخى صحابه هم‏چون عثمان و ابن مسعود و دیگران - مبنى بر این‏كه یاران پیامبر(ص) هنگام آموزش قراون، همین كه ده آیه فرامى‏گرفتند، به آموختن تفسیر اون از رسول‏خدا(ص) مى‏پرداختند، اون گاه به سراغ فراگیرى آیات دیگر مى‏رفتند- (27) مؤید این مدعاست.

سیوطى نیز به نقل از ابونعیم اصفهانى از قول امیرالمؤمنین(ع) مى‏گوید: به خدا سوگند، آیه‏اى بر محمد(ص) فرود نیامد، مگر اون‏كه من فهمیدم كه در مورد چه كسانى و در كجا فرود یافته هست; چرا كه خداوند به من دلى خردمند و زبانى مسؤول عنایت فرموده هست.

(28)

نقل ابن مسعود درباره آیه «الذین آمنوا ولم یلبسوا ایمانهم بظلم‏»، (انعام:82) - كه صحابه را ناامید مى‏گردانید و رسول خدا(ص) «ظلم‏» را به شرك تفسیر فرمود - نیز دلیل بر این مطلب هست.

بنابراین، راه‏كار خود قراون در تفسیر خویش، همان تفسیر آیه با هستفاده از تدبر در آیات و هستنطاق اون‏ها از مجموع آیات مربوط به موضوع و بیانات رسول خدا(ص) هست.


راه‏كار تفسیرى خاندان رسالت:
همان‏گونه كه قراون كریم بیان خویش را خود عهده‏دار شده، به بیان رسول خدا(ص) نیز حجیت‏بخشیده و ایشان نیز به بیان ائمه اهل‏بیت: حجیت و اعتبار داده‏اند.

(29) بنابراین، چنین نتیجه مى‏گیریم كه:

1- قراون روشن هست و در آیاتش هرگز اختلافى نیست.

2- در صورت بروز اختلاف، در بیان فهم مقاصد اون، مرجع نهایى حل اختلاف، رسول خدا(ص) و اهل‏بیت عصمت: مى‏باشند; پیشوایانى كه در آموزش خود از خطا و نسیان و گناه معصوم و مصونند و قهرا روش تفسیرى اونان همان روش ارائه شده در قراون هست.

ائمه دین: به پیروى از قراون و رسول خاتم(ص) این روش را در آموزش‏هاى خود به یاران خویش انتقال دادند.

روایاتى مانند «انما نزل القراون لیصدق بعضه بعضا» و «ینطق بعضه ببعض و یشهد بعضه على بعض‏» (30) این‏مطلب را تایید مى‏نماید و این غیر از تفسیر به راى - كه ممنوع هست - مى‏باشد; چرا كه در این روش، مفسر نخست آیات مورد نظر را هستنطاق مى‏كند و احادیث ائمه اهل بیت: را مى‏نگرد و پس از آشنایى به روش اونان، با هستفاده از قراون و سنت و عقل و تدبر، به تفسیر آیات مى‏پردازد.

(31) اونان كه درباره قراون به انواع تناقض‏ها دچار آمده و در مورد آیات الهى به ناروا، سخن فرموده‏اند و گاهى به تناقض برخى آیات با برخى دیگر و یا با سنت رسول خاتم(ص) حكم كرده و یا سنت را در ارتباط با خودش و یا با عینیت تاریخى دانسته‏اند، همه از بى‏اطلاعى و از عدم آشنایى اونان با روش تفسیرى مطالعهوحى بوده هست.

قراون كریم هرگونه اختلاف و تناقض را از دامن پاك خود دور دانسته و در مقام تحدى، براى اثبات‏اعجازبیانى‏و حقانیت‏خود، بدان هستدلال مى‏فرماید.

(32)


راه‏حل تناقض‏هاى اسطوره‏اى
قراون كتابى هست دردآشنا و شفابخش; مانند داروخانه‏اى كه براى همه امراض دارویى ویژه دارد، اما باید درد و دارو را شناخت تا درمان مؤثر واقع شود.

در بیمارى‏هاى روحى و معنوى نیز چنین هست.

دواى هر دردى آیه‏اى خاص هست; آیه‏اى متناسب با اون درد.

و شاید یكى از دلایل نزول تدریجى قراون كریم در طول‏23 سال همین باشد و علت مراتب نزول و مراحل اون به صورت دفعى و تدریجى و به دو صورت مجمل و مفصل، (33) روح و حقیقت تعین نایافته قوانین جهاد و دفاع و قوانین مالى یا جنایى در ارتباط با گروه‏هاى گوناگون الحادى و مسلمان در طول‏23 سال نیز همین موضوع باشد.

گوناگونى‏استدلال‏هاو موضع‏گیرى قراون در برابر كفار قریش، یهود و ملحدان، منافقان و بیماردلان نیز همین بود.

بنابراین، هر جاكه‏آیه‏هامتناسب با نیازها و روحیه‏ها و وقت‏ها تلاوت‏گردند و دراون‏هاتدبرلازم‏بشود،هیچ‏گونه‏تناقضى‏در اون احساس نمى‏گردد.


تفاوت هدف به تفاوت روش
اگر هدف پژوهشگر تنها قرائت و روخوانى قراون باشد با تسلط بر قواعد قرائت‏بدان نایل مى‏گردد.

اگر هدف او بالاتر از این و در حد فهم احكام و مفاهیم بلند قراون باشد، در این صورت، باید با آموزش قواعد اصول الفقه مدار دلالت‏ها را از قبیل عام و خاص، مطلق و مقید، ناسخ و منسوخ و...

بازشناسد.

(34) و اگر هدف او فقه اكبر و یك نطاق گسترده‏ترى باشد، باید فراتر از مراحل سه‏گانه اصول الفقه (بحث دلیلیت، دلالت، و تعارض ادله) حركت كند و در سطح گسترده و كلان، مساله را مطرح نماید تا با مطالعه نظام‏هاى اسلام، به صورت یك مجموعه به هم‏پیوسته و داراى روح واحد، روح واقعى اسلام را در پرتو مجموعه آیات و روایات كشف كرده، در حریم كبریایى قراون و اسلام ماوا بگیرد و به درجه تفقه در دین نایل گردد.

(35)

بنابر این، اگر در اندیشه فهم اغراض و اهداف قراون و اسلام باشیم، باید در جست و جوى اصول روشمند دیگرى باشیم و به كمك اون‏ها، به اغراض و مقاصد بلند كلام خدا پى ببریم; چرا كه قراون و سنت در یك افق تاریخى ویژه، براى هدایت انسانیت تا ابد نزول یافته و شناخت افق تاریخى عصر نزول در فهم اون تعیین‏كننده هست.

از این ره‏گذر هست كه امام(ع) فقه متعالى را چنین توصیف مى‏نماید: «انتم افقه الناس اذا عرفتم معانى كلامنا»; (36) شما فقیه‏ترین امت هستید، هرگاه معانى سخنان ما را دریابید.


نقش عترت: در تعیین مقاصد قراون
با بررسى سیره معصومان: و واقعیات عینى روشن مى‏شود كه روش «تفسیر قراون با قراون‏» كارسازترین راه فهم قراون و كشف مقاصد اون هست.

البته این روش دشوارى‏هاى فراوانى دارد كه اگر بر پايه اصول صحیح و قانونمند عمل نشود، موفقیتى نخواهد داشت; زیرا:

1- برخى‏ازآیات‏تنهایك‏باردرقراون‏نزول‏یافته‏وهم‏گونى‏ندارد.

2- فهم كامل و نهائى قراون در انحصار راسخان در علم و ثقل كبیر هست.

باید با رجوع بدانان از اون بهره‏مند شد.

پس صرف مقارنه آیات (37) نمى‏تواند كارساز باشد.

3- قراون داراى ظهر و بطن هست كه این بطون در برخى روایات تا هفتاد مرتبه ذكر شده هست: «ان للقراون ظهرا و بطنا ولبطنه بطنا الى سبعة ابطن او سبعین.»; (38) به راستى، قراون داراى ظاهر و باطنى هست و باطن اون داراى بطنى دیگر تا هفت و یا هفتاد بطن.

4- با صرف نظر از روایات ظهر و بطن، عمق معانى قراون با قلت لفظ (بلیغ بودن) اون، غموض ویژه‏اى را بر اون اضافه کرده هست و آیات تدبر و تفكر و...

نشانگر این واقعیت هست; چرا كه مقاصد قراون كریم بسى دورتر و فراتر از افق فكرى انسان خاكى هست; هرقدر پیش بتازد هنوز اندر خم یك كوچه هست.


ترجمه و تفسیر
به منظور دست‏یابى به مفاهیم آیات، رعایت اصول ذیل لازم هست:

الف - جمع‏آورى آیات هم‏خانواده (نظایر و اشباه) از طریق معاجم قراون;

ب - تفسیر آیات متناظر به كمك یكدیگر;

ج - عرضه متشابهات بر محكمات بر پایه «هن ام الكتاب‏» (آل‏عمران:7) (39) شده‏اند;

د - هستفاده بهینه از ظهور و سیاق آیات در مجموع قراون كه البته ذوق و سلیقه و هوشیارى ویژه‏اى مى‏طلبد و بدون اون، حتى درك مفاهیم نیز مقدور نخواهد بود.


روش دست‏یابى به مقاصد قراون (مصادیق)
با به كارگیرى اصول چهارگانه مزبور، تنها دست‏رسى به مفاهیم آیات امكان‏پذیر هست، اما به دست آوردن مقاصد نهائى خداوند و تعیین مصادیق اونها تنها از طریق رجوع به سنت و عترت، (40) كه عدل قراون و قرین و ترجمان اونند، میسر هست.

اونان به دلیل رسوخ در علم، با مقاصد آیه‏ها آشنا بوده و این پیوسته تا ابد ادامه خواهد داشت و براى هر نسلى آیه‏اى هست كه اون را تلاوت مى‏نماید و با مرگ مصداقى، مصداق دیگر به وجود مى‏آید.

بنابر اون‏چه ذكر شد، مى‏توان فرمود كه مراد از ظهر و بطن در این دسته از روایات، همان مصادیق آشكار و نهان هست كه چون شب و روز در تبادلند و منظور از راسخان در علم همان خاندان عصمت و طهارت: هستند كه بر دانش متشابهات و ظهر و بطن و تاویل و تنزیل آگاهند و دیگران از اون محروم.

(41)


تاویل و تنزیل
در اندیشه بیش‏تر مفسران، به ویژه پیشینیان، «تنزیل‏» ظواهر و «تاویل‏» خلاف اون و یا محكمات و متشابهات تلقى شده هست.

برخى از بزرگان «تاویل‏» را به واقعیت عینى آیات تفسیر كرده‏اند و دیدیم بر پایه احادیث ائمه اهل‏بیت:، قراون داراى تنزیل هست; یعنى، در مورد گروهى نزول یافته و تاویل دارد; یعنى، عده‏اى هستند كه این آیه بدانان بازمى‏گردد.

به عبارت دیگر، تعیین مصداق دانش ارجمند تاویل - هم‏چون دانش ظهر و بطن (باز گردانیدن مفاهیم به مصادیق تازه) - تنها كار را سخان در علم هست.

بنابراین مى‏توان فرمود كه «تنزیل‏» یعنى، مصادیق گذشته و «تاویل‏» یعنى، مصادیق آینده.

(42) و این مطلب از قانون جرى و اطباق نیز هستفاده مى‏گردد.

(43)


ضرورت رجوع به عترت: در تفسیر قراون به قراون
در راه‏كار تفسیرى قراون به قراون نیز رجوع به عترت رسول خدا(ص) از ضروریات هست; زیرا:اولا، قراون ظهر و بطن، تاویل و تنزیل و جرى و اطباق دارد و دانش اون در انحصار عترت پیامبر(ص) هست كه روایات بر اون دلالت دارد.

(44)

ثانیا، بنابر این كه حقایق و تاویل و بطون قراون را تنها «مطهرون‏» مى‏توانند مس نمایند (45) و «مطهرون‏» بر پايه آیه تطهیر (احزاب:33) خاندان عصمت و طهارت: على و زهرا و فرزندان معصوم اونان‏اند، (46) بنابراین، رجوع به اونان در تفسیر قراون به قراون، بدیهى و الزامى هست.

ثالثا، بیان قراون بر پایه خود قراون، به عهده رسول خدا و اهل بیت او: نهاده شده و رسول خدا(ص) اقوال اهل بیت: را حجیت و اعتبار بخشیده هست.

(47)

رابعا آیاتى از قراون منطق رسول خدا(ص) را منطق وحى و عین اون مى‏داند.

«ما ینطق عن الهوى‏»(نجم:3) و آیاتى، پیروى از رسول خدا(ص) و اولوالامر را واجب شمرده و در صورت اختلاف امت‏بدانان ارجاع داده شده هست.(نساء:59)


ظهر و بطن قراون
برخى ظهر و بطن قراون را به «معانى و مفاهیم‏» توجیه و تفسیر كرده‏اند.

اما این مستلزم دور و یا تسلسل باطل هست; زیرا هر مفهومى را در نظر بگیریم، خود اون نیز ظهر و بطن خواهد داشت.

بنابر این، شاید مراد از ظهر مصادیق بارز و منظور از بطن، مصادیق نهان باشد.

این مطلب از پرسش فضیل بن یسار و خثیمه از امام باقر(ع) به خوبى روشن هست كه امام(ع) بطن را به مصادیق نهفته و ظهر را به مصادیق ظهور یافته تفسیر نمودند.

(48) دلیل این مطلب اون هست كه «تاویل‏» همان مصداق هست و حدیث «انت تقاتل على تاویله كما قاتلت على تنزیله‏» (49) درباره امیرمؤمنان(ع) هم به همین مصداق تفسیر شده هست; چه اون‏كه مسلمانان بر سر مفاهیم قراون نزاعى نداشتند، بلكه نزاع اون‏ها بر سر مصادیق اون‏ها بوده هست.

از این‏رو، در حدیث فضیل فرمود: «مراد از ظهر و بطن همان تاویل (مصادیق) هست كه برخى سپرى شده و ظهور یافته و برخى دیگر هنوز در خفا بوده و سر نرسیده هست.»

و در حدیث‏خثیمه، فرمود: قراون در تمام ادوار بر همه اقوام شامل شده، جارى رجوع به سنت و عترت در تفسیر قراون و همان تفسیر منطق وحى به كمك منطق دیگر وحى هست; چرا كه فهم مصادیق و بطون قراون نیازمند بیان رسول خدا(ص) از طریق ارجاع متشابهات به محكمات هست و دانش این ارجاع در انحصار او و خاندان گرامى ایشان مى‏باشد.

این مساله در تمام قراون جریان دارد; زیرا ابرنامه و پذیرش اون در یك مورد، مستلزم پذیرش اون در همه آیات هست و اهل‏بیت: مطمئن‏ترین راه وصول به نور و حقیقت قراون، و امت بر حسب تفاوت فكرى خود، نیازمند ابزارى مطمئن و صحیح مى‏باشند.


ابزارها و كلیدهاى فهم قراون و تفسیر اون
بر حسب اون‏چه ذكر گردید، تفسیر صحیح و رسیدن به مقاصد الهى به مقدماتى نیازمند هست; از جمله:

الف - احاطه كامل بر مقدمات علمى تفسیر;

ب - تدبر در آیات;

ج - ارتباط پیوسته و پایدار با مجارى وحى (قراون و عترت:)اینك به طور فشرده، درباره اون‏ها بحث مى‏شود:

تفكر و تدبر در قراون به مواردى نیازمند هست تا به نتیجه كامل و كارساز برسد.

اون موارد عبارتند از:

1- تفكر در سوره‏ها از حیث وقت و مكان نزول، افق نزول، مخاطبان، مصادیق نخستین، شان نزول و سیاق آیات; سنجیدن آیات با ویژگى‏هاى مخاطبان نخستین كه آیا مضمون آیات با اون ویژگى‏ها وفق مى‏دهد (در نظر گرفتن عنصر وقت و مخاطبان.)

با بررسى موارد نزول آیات، از جنبه فكرى، عقلى، خیالى، قلبى، روحى، اقتصادى و اجتماعى مى‏توانیم به موضوع سوره نزدیك‏تر شویم.

این مساله بسیار مهم هست و بدون ارزیابى، هیچ موفقیتى به دست نمى‏آید، به ویژه اگر دقت كنیم كه ترتیب آیات بدین صورت بر پایه حكمت‏خداوند حكیم هست و رمز و رازى دارد.

(50)

به عنوان نمونه، به ترتیب شفرمود‏انگیز آیات سوره مباركه حمد توجه كنید:

الف - ستایش خداوند اون‏گونه كه هست;

ب - اظهار اخلاص در عبادت;

ج - تقاضاى ایصال به مطلوب.

(51)

2- تفكر در آیه‏هاى یك سوره به صورت مجموعه‏هاى كوچك، به همان روشى كه در سوره‏ها فرموده شد، یعنى ارتباط تنگاتنگ آیات با هم‏دیگر.

این قسمت از بحث‏به قدرى با اهمیت هست كه دانشمندان بلاغت اون را «انحصار در شناخت فصل و وصل‏» دانسته‏اند.

در این مرحله، باید به كیفیت ترتیب قراون به صورت حاضر، كه یك نظم توقیفى هست، عنایت ویژه كرد.

(52)

3- تفكر در ارتباط با اجزاى آیه‏ها با یكدیگر و اجزاى یك آیه با دیگر اجزاى اون; قراون داراى یك هدف كلى هست و هر سوره و آیه، حتى صدر و ذیل هر آیه و هر سوره، ضمن اشتراك در هدف مافوق خود، خود نیز داراى یك هدف ارجمند هست كه با اشراف به اون اهداف، انسان مى‏تواند به هدف كلى قراون (هدایت انسان به مقاصد الله) و دیگر اهداف جزئى و كلى اون پى ببرد.

این مرحله به حدى مهم هست كه اگر یك حرف اون جا به جا گردد، دیگر اون خاصیت هدایتى را نخواهد داشت.

از این‏رو، مى‏گویند تحریف قراون عملا امكان‏پذیر نیست.

4- مرحله بعدى بررسى صدر و ذیل سوره‏ها و آیه‏ها و مقایسه میان احتمالاتى هست كه در مورد آیه یا سوره داده مى‏شود.

(53)

در خاتمه این بحث، به حدیث امام صادق(ع) اشاره مى‏كنیم كه فرمود: «ان هذا القراون منار الهدى و مصابیح الدجى فلیجل جال بصره و یفتح للضیاء فان التفكر حیاة قلب البصیر كما یمشی المستنیر فى الظلمات بالنور.» (54)


مقدمات علمى تفسیر
1- ایمان و باور به حقانیت و وحیانى بودن قراون: چرا كه ناپاكان و بیماردلان از درك اون محرومند.

(55) اما همه آیات و حروف و زیر و زبر اون با مؤمن سخن مى‏گوید و روح و دل و عقل و همه وجود او را به تفكر و احساس وامى‏دارد.

خداوند، خود فرمود: «هدى للمتقین.» (بقره:2)

چنین ایمانى عارفانه به قراون، روح مفسر را به نور قراون روشن مى‏گرداند و با این نور، به مقصد مى‏رسد.

خداوند فرمود: «ولكن جعلناه نورا نهدی به من نشاء من عبادنا.» (شورى: 52) در این مرحله، مفسر علاوه برداشتن ایمان راستین، باید شرایط بازدارنده را نیز از خود دور سازد; مانند: پیروى از هواى نفس، تحمیل راى خود بر قراون، تعصب كور، پیش‏داورى‏ها، خودباختگى، نفاق، بیمارى دل، شرك باطنى، معاصى و...

.

2- آشنایى با علوم عربیت:

الف - صرف، نحو، لغت، بلاغت: زبان قراون عربى هست.

با احاطه به رمز و راز این زبان، مى‏توان زمینه فهم اون را فراهم ساخت.

رسول خدا(ص) فرمود: «اعربوا القراون والتمسوا غرائبه.» (56) به همین دلیل، مستشرقان به طور كلى، به انحراف افتاده‏اند.

(57)

ب - باید دانست كه جا به جایى كلمات قراون به هیچ وجه امكان‏پذیر نیست (58) و لغزش‏هاى فراوانى از مفسران در این زمینه رخ داده هست.

ج - شناخت مواضع تقدیم و تاخیر موضوعات: مانند: تقدم امر به معروف بر نهى از منكر یا هجرت بر جهاد یا صفح بر جهاد یا تزكیه بر تعلیم یا ولایة الله بر ولایة المؤمن و...

.

د - بررسى ارتباطات آیات با یكدیگر: بیش‏ترین لغزش مفسران در همین زمینه هست.

ه - تفسیر آیات به كمك یكدیگر: در این باره، به طور مفصل بحث‏شد.

و - توجه به قانون جرى و اطباق;

ز - توجه به تاریخ نزول آیات;

ح - شناخت اسباب نزول;

ط - آشنایى با محكمات و متشابهات;

ى - شناخت كامل ناسخ و منسوخ;

ك - تفسیر موضوعى;

ل - نقد و بررسى اقوال مفسران;

م - شناختن مواضیع علوم قراون - به طور كلى;

ن - رعایت مبهمات لفظى قراون، پرهیز از تفسیر به راى و تطبیق اون با پیش‏فرض‏ها و اهداف خود;

س - رعایت‏خصوصیات صناعتى (اون‏چه در علوم اصول الفقه در بحث دلیلیت‏بررسى مى‏شود) و ناسخ (59) و منسوخ (60)

3- مراجعه به مجارى وحى (ثقلین): (61) این مطلب به تفصیل مورد بررسى برنامه گرفت و چنین نتیجه‏گیرى شد كه به حكم كتاب و سنت متواتر رسول خدا(ص) و عقل، امت اسلامى در مقام فهم كتاب و سنت و شكل كلى دین و احكام جزئى اون، در همه مراحل و ادوار، باید به عترت رسول خدا(ص)، كه حاملان علوم اون حضرت‏اند، مراجعه نمود.

فصلنامه معرفت شماره 26 - عزت‏الله ‏مولایى


پى‏نوشت‏ها
1- سید رضى نهج‏البلاغه، خ‏189

2- تحدى و هماورد طلبى قراون كریم در آیه‏هاى 88 اسراء، 82 نساء،13 هود، 34 طور، 38 یونس،23 بقره بیان گردیده هست.

در این آیات، سخن خدا بودن قراون و حقانیت رسالت رسول خاتم‏6 به اثبات رسیده و در آیه‏هاى‏43 رعد و166 نساء، از رسول خدا(ص) درخواست‏شده كه براى اثبات حقانیت رسالت‏خود، به تصریح قراون هستناد جسته و گواهى خدا و ملائكه را نیز بر اون متذكر شود.

ر.ك.به: سید محمدحسین طباطبائى، قراون در اسلام، ص 18-21/ محمدتقى مصباح یزدى، قراون‏شناسى، ص 120-124

3- چنان كه فرمود: «تلك من انباء الغیب توحیها الیك ماكنت تعلمها انت و لاقومك‏»; (هود:49) این اخبار غیبى هست كه به تو وحى كردیم.

تو و قومت پیش از این از اون آگاهى نداشتید.

4- حدیث «تكذیب‏» كه در میان فریقین به تواتر شناخته شده هست، گواه بر این مطلب هست.

5 - «یا ایها الذین امنوا هستجیبوا لله وللرسول اذا دعاكم لما یحییكم...» (انفال:24)

6- ر.ك: به: سید قطب، التصویر الفنى فى القراون على جهرمى، نمونه‏هایى از تاثیر قراون.

7- «یا ایها الانسان انك كادح الى ربك كدحا فملاقیه‏»; (انشقاق:6) اى انسان، تو پیوسته در حركت‏به سوى پروردگار خود هستى تا او را دیدار كنى.

[» 8- «یا كمیل ما من حركة الا وانت محتاج فیها الى معرفة‏»; اى كمیل، هیچ حركتى نیست، مگر اون كه تو در اون به شناخت نیازمندى.

(ابن شعبه حرانى، تحف العقول، ص 165)

9- آیات مربوط به تدبر، تفكر و تعقل در قراون بسیارند و نیازى به ذكر اون‏ها نیست.

10- «...و نزلنا علیك الكتاب تبیانا لكل شى‏ء و هدى...»; این كتاب را به صورت تدریجى بر تو فرود آوردیم كه بیان همه چیز در اون هست.

11- امام(ع) فرمود: «اعلموا انه لیس على احد بعد القراون من فاقة ولا لاحد قبل القراون من غنى‏» (نهج‏البلاغه، خ 175 / محمد بن یعقوب كلینى، اصول كافى، ج‏1، ص‏48)

12- امام(ع) فرمودند: «ما جاء عنا فاعرضوه على كتاب الله فما وافقه فخذوه به و ما خالفه فاضربوا به عرض الجدار.» (محمدبن یعقوب كلینى، همان، ج‏1،69)

13- بقره: 185

14- دخان: 1/زخرف: 1

15- نحل: 44 و 64

16- نور:1 / بقره:34

17- نحل: 64

18- بقره: 85

19- بقره:219

20- بقره: 221

21- بقره:187

22- نساء:187

23- ر.ك.به: آیات تحدى، پى‏نوشت 1.

24- ر.ك.به:عبدالحمیدجعرابه،المدخل‏الى‏التفسیر، ص 144/ عمید زنجانى روشهاى تفسیرى، ص‏303 به بعد / محمدباقر مجلسى، بحارالانوار

25- محمدبن جریر طبرى، دلائل الامامة، 104-108/ ج 72، ص‏189; البته در ذیل تفسیر این آیات - كه رسول خدا(ص) در اون، از شتاب در فرمودن منع شده - از طریق امام باقر(ع) در مباحثه با هشام مروانى، چنین نقل شده كه مراد اون هست كه رسول خدا(ص) قرائت و احكام ظاهرى قراون را به همگان آموزش دهد، اما اونچه از فرمودن اون (دانش متشابهات و بطون قراون و علم به غیب) منع شده، تنها به خاندان عصمت و طهارت آموزش دهد، نه به دیگران.

(ر.ك.

به: محمد بن جریر طبرى، پیشین، ص 104 و 108/ محمد باقر مجلسى، پیشین، ج 72، ص‏183-189) پس اونچه را كه ظاهربینان فرموده‏اند - كه رسول خدا(ص) در مطالعهقراون پیش از سپرى شدن وحى از سوى جبرئیل(ع) شتاب مى‏كرد كه مبادا كلمه‏اى از اون فراموش شود و خداوند ضمن دل‏دارى اون حضرت، وى را از اون نهى فرمود - نمى‏تواند صحیح باشد.

26- «یا ایها الرسول بلغ ما انزل الیك من ربك فان لم تفعل فما بلغت رسالته...»; (مائده:67) اى رسول اونچه را كه از سوى پروردگارت بر تو فرود آمده [بر همگان] ابلاغ كن، وگرنه ابلاغ رسالت نكرده‏اى.

27- جلال‏الدین سیوطى، الاتقان، ج 2، ص‏196

28- همان، ج 4، ص 234; امیرالمؤمنین(ع) در یكى از خطبه‏هاى خود، این مطلب را به روشنى بیان كرده، مى‏فرماید: «هیچ آیه‏اى بر رسول خدا(ص) فرود نیامد، مگر اون‏كه اون را بر من خواند و املا فرمود و من اون را به خط خود نوشتم و تاویل و تفسیر و ناسخ و منسوخ و محكم و متشابه و خاص و عام اون را به من آموخت و درباره‏ام دعا كرد كه خداوند توان فهم و حفظ اون را به من عنایت فرماید.

از این‏رو، هیچ آیه‏اى از قراون و دانشى كه بر من املا كرده بود، تاكنون فراموش نكرده‏ام.» (نهج‏البلاغه، خ 210/ محمد باقر مجلسى، پیشین، ج 92، ص‏99 به نقل از: محمد بن یعقوب كلینى، اصول كافى) روایت امام صادق(ع) درباره بحث امام باقر(ع) با هشام و عالم مسیحى كه به طور گذرا، مطرح شده و صدها نقل حدیثى از فریقین گواه صدقى بر این مدعاست.

29- ده‏ها آیه و صدها حدیث متواتر و مشهور و مستفیض از فریقین در این باره - كه اهل بیت: مرجع فهم قراونند و بس - نقل شده هست; هم‏چون آیه تطهیر، راسخان در علم، اولى‏الامر، ذوى القربى و حدیث‏شریف ثقلین، سفینه و...

30- سید محمدحسین طباطبائى، پیشین، 61

31- در این صورت، دیگر هیچ پژوهشگر اندیشورزى در تفسیر قراون كریم دچار انحراف، تحیر و گمراهى نمى‏گردد تا در نتیجه سرگردانى، به وجود تناقض لاینحل در قراون و سنت و در ارتباط اون دو با هم و عینیت‏خارجى اعتقاد یابد و از حل اون عاجز گشته و عملا دچار نفاق و تكذیب آیات قراون گردد.

32- «افلا یتدبرون القراون ولو كان من عند غیر الله لوجدوا فیه اختلافا كثیرا.» (نساء:82); آیا مگر قراون را مورد تدبر برنامه ندادند.

و اگر از جانب غیر خدا بود، در اون اختلاف زیادى مى‏یافتند.

33- دلیل نزول قراون به صورت دفعى غیر وقتى بر دل رسول خدا(ص) پیش از بعثت در ماه رمضان و نزول تدریجى اون از آغاز بعثت تا پایان عمر رسول گرامى اسلام(ص) نیز همین هست كه زمینه و ظرفیت و شرایط واقعى خود را بیابد تا نزول یابد.

جریان نزول دو گونه قراون از دیرباز در نوشتار اندیشورزان اسلامى مطرح بوده هست، مرحوم فیض كاشانى در مقدمه نهم تفسیر خود، مرحوم طالقانى در پرتوى از قراون، ج 4، ص 195، مرحوم علامه طباطبائى در المیزان، ج 2، ص 230 و ج‏3، ص 62، ابوعبدالله زنجانى در تاریخ القراون، ص‏9 و آیة‏الله مصباح یزدى در قراون‏شناسى، قسمت اول این مساله را مورد بحث برنامه داده‏اند.

34- با عنایت‏به دانش ارزشمند اصول الفقه، در صورت اختلاف معیارها و موازین، به تعادل و تراجیح چنگ زده و از اون طریق، مشكل فهمیدن را حل نموده، به هدف برسد.

35- «لولا نفر من كل فرقة طائفة لیتفقهوا فى الدین‏» (توبه: 122) تفقه هدف تمام نظام اسلام هست.

36- باید بر همین پایه و پايه ، روایات مربوط به نحله‏ها و گروه‏هاى زبانى و جغرافیاى و حتى وقتى، تفسیر گردد; هم‏چون نكوهش برخى نژادها، نسل‏ها، زبان‏ها و مناطق گوناگون; مانند، تمجید از اهالى قم در روایات و مذمت‏خوزى‏ها و یا بربرها و امثال اون.

37- اشاره به ماجراى مردى كه به هستناد آیه‏هاى «من جاء بالحسنة فله عشر امثالها ومن جاء بالسیئة فلایجزى الا مثلها»، از طریق سرقت، دنبال ثواب صدقه بود و امام صادق(ع) به او فرمودند: كلید فهم اون دو آیه «انما یتقبل الله من المتقین‏» هست.

38- كازرونى، مرآة الانوار، ص: 5; و در برخى از روایات، نزول قراون را بر حرف دانسته و اون‏گاه هر حرفى داراى ظهر و بطن مى‏باشد و تنها على(ع) هست كه از همه اون‏ها بهره‏مند بود و در حیطه دانش اوست.

ر.ك.به، سید جعفر مرتضى، حقایقى پیرامون قراون، ص‏176 -186

39- چرا كه محكمات مرجع متشابهات برنامه داده - سید محمدحسین طباطبائى، المیزان، ج‏3، ص 64 -67

40- اونان كه به جاى پیروى از ثقل كبیر: به هستحسان و قیاس و راى روآوردند، ره به جایى نبرده و بالمآل، حیران و سرگردان و خایب بازگشته و در كنار چشمه‏سارهاى زلال قراون با فریاد العطش، جان سپردند و خود و دیگران را به وادى هلاكت كشانیدند.

41- مرحوم علامه طباطبائى «و» در «والراسخون‏» را براى هستیناف گرفته و مفهوم «راسخون‏» را فراتر از خاندان عترت و اونان را فرد اكمل مى‏داند.

(المیزان، ج‏3، ص 54 - 55 و69 - 71)

42- سیدعلى دزفولى، شناخت قراون، ص 30 -43

43- علامه طباطبائى; تاویل قراون را عبارت از حقایقى مى‏داند كه در ام الكتاب، نزد خداست و از مختصات غیب او مى‏باشد و بر پایه آیه 80 سوره واقعه (الا المطهرون...) علم به تاویل (غیب) به نحو هستقلال، اختصاص به خدا دارد و «مطهرون‏» به دلالت این آیه، حقیقت قراون را مس مى‏نمایند و با ضمیمه آیه تطهیر - كه به موجب روایات متواتر، در حق اهل‏بیت پیامبر(ص) فرود آمده - اهل‏بیت رسول خدا(ص) از پاك شدگان و عالم به تاویل (و غیب) مى‏باشند.

(سیدمحمدحسین طباطبائى، قراون در اسلام،46 -49).

44- روایات ظهر و بطن و كیفیت نزول قراون را در تفسیر برهان، ج 1، ص 15 - 25 مطالعه نمایید.

45- «فلا اقسم بمواقع النجوم...

انه لقراون عظیم لایمسه الا المطهرون‏» (واقعه:80)

46- روایت متواتر ثقلین این مطلب را اثبات مى‏نماید و بر پايه روایات فریقین، رسول گرامى اسلام(ص) قریب نود ماه تمام، هر صبح، پیش از اذان این آیه را یك بار بر در خانه على(ع) و زهرا(س) براى اونان تلاوت كرده و عملا به امت فهمانده كه این آیه در شان اونان نازل گشته هست، نه دیگران.

(سید محمدحسین طباطبائى، ص‏48)

47- در این باره به مباحث گذشته رجوع شود.

48- عن فضیل بن یسار: سالت اباجعفر(ع) عن هذه الروایة: «ما من آیة الا و لها ظهر و بطن.» قال: «ظهر و بطن و هو تاویله، منه ما قد مضى و منه ما لم یجى‏ء یجرى كما یجرى الشمس والقمر كلما جاء تاویل شى‏ء یكون على الاموات كما یكون على الاحیاء قال الله: «...

و ما یعلم تاویله الا الله والراسخون...» (تفسیر برهان، ج 1، ص‏19، حدیث 1/ محمدباقر مجلسى، پیشین، ج 92، ص 78 به نقل از: محمد بن یعقوب كلینى، پیشین) در مرفوعه خثیمة به نقل از ابوجعفر(ع) آمده هست: «یا خثیمه،...

لو ان الآیة اذا نزلت فى قوم ثم مات هؤلاء القوم، ماتت الآیه، لما بقى من القراون شى‏ء ولكن القراون یجری اوله على آخر مادامت السموات والارض ولكل قوم آیة یتلونها، هم من خیر او شر.» (تفسیر برهان، ج 1، ص 21، حدیث‏7 به نقل از: محمد بن یعقوب كلینى، پیشین)

49- شیخ حر عاملى، وسائل الشیعه، كتاب الجهاد.

50- عمده انحراف‏هاى تفسیرى در همین راستا واقع شده هست.

51- فخر رازى، تفسیر كبیر، ج 1، ص 178 / تناسب الآیات، ترجمه نگارنده، ص 38 - 40

52- در این زمینه، كتاب تناسب الآیات، راه‏گشاست.

53- ر.ك.به: نگارنده، تناسب الآیات، به بحث «فصل و وصل‏».

54- محمد بن یعقوب كلینى، اصول كافى، ج 4، ص‏447

55- «لا یمسه الا المطهرون‏» (واقعه:80); «الذین فی قلوبهم زیغ فیتبعون ما تشابه منه...» (آل‏عمران:7)

56- عبدالجبار شراره بحوث فى القراون الكریم، ص‏139

57- تطور الاستشراق فى دراسة التراث العربى، ص 85

-58 على‏رضا صدرالدین، كلیدهاى فهم قراون، ج 1

59- ر.ك.به: عبدالجبار شراره، پیشین، ص 138 - 151/ علیرضا صدرالدینى، پیشین، ج 2، ص 1 - 95/ ابوالحسن العاملى اصفهانى، مقدمه تفسیر البرهان، ص‏19 - 18 به نقل از: سلیم بن قیس هلالى/ سید محمدحسین طباطبائى، المیزان، ج‏3، ص 84/ عباسعلى عمید زنجانى، مبانى و روش‏هاى تفسیرى، ص 328 - 338/ عبدالستار فتح‏الله سعید، المدخل الى التفسیر الموضوعى.

60- ر.ك.به: عبدالجبار شراره، پیشین، ص 138 - 151/ علیرضا صدرالدینى، پیشین، ج 2، ص 1 - 95/ ابوالحسن العاملى اصفهانى، پیشین، ص‏19 - 18 به نقل از: سلیم بن قیس هلالى/ سید محمدحسین طباطبائى، پیشین، ج‏3، ص 84/ عباسعلى عمیدزنجانى، پیشین، ص 328 - 338/ عبدالستار فتح‏الله سعید، المدخل الى التفسیر الموضوعى.

61-ر.ك.به: مقدمه وصیت‏نامه حضرت امام; / قوام الدین و شنوه‏اى، حدیث ثقلین.
موفق باشید

54 out of 100 based on 19 user ratings 344 reviews

برای اینکه شیطان از روز تا شب نتونه بهت قلبه کنه باید چکار کرد .اگه میشه
برای مطالعه و تحقیق در خصوص انواع 3گانه نفس(اماره ، لوامه ، مطمئنه) که
دارم لطفا به من به طور كامل توضیح دهید من قران با مشخصات زیر می خواستم

ابلیس چهار مرتبه شیون کرد ان چیست نام هفت سوره که نام حضرت مریم دران بکار
را در زمینه موجودات عالم مثلا عجایب وشگفتی های خلقت مثل شگفتی زنبور عسل
بررسی عواملی که در رضایت شغلی مربیان پرستاری مدارس پرستاری تهران موثرند
بررسی میزان آگاهی مدیران پرستاری - پرستاران بالینی در برنامه آشناسازی به محیط و وظایف کاری و مقایسه آن با یکدیگر در بیمارستانهای آموزشی منتخ
بررسی میزان آگاهی مادران باردار در مورد خطرات کشیدن سیگار در دوران حاملگی
بررسی نظرات دانشجویان و اعضا هیئت آموزشی مدارس عالی پرستاری تهران درمورد خصوصیات یک مربی بالینی کارآمد
بررسی نظارت پرستاران شاغل و بیماران بستری در بیمارستانهای منتخب دولتی تهران در مورد ساعات ملاقات محدود و ساعات ملاقات آزاد و مقایسه نظرات
ارزیابی مراقبتهای دوران بارداری برای زنان نخست حامله در طی دوران سه ماهه اول بارداری
بررسی و تعیین اپی‌زیاتومی و میزان پارگیهای پرینه ناشی از عدم اپی‌زیاتومی در زنان نخست‌زایی که جهت زایمان به بیمارستانهای منتخب دولتی تهرا
بررسی عوامل ایجاد کننده عفونتهای بیمارستانی در بخشهای زایمان و قسمت استریلیزاسیون مرکزی زایشگاههای منطقه شرق (بهداری تهران)
بررسی و مقایسه نگرش و انگیزه پرستاران شاغل در بیمارستانهای عمومی آموزشی و مراکز عالی آموزشی پرستاری وزارت بهداشت و درمان و آموزش پزشکی تهرا
بررسی تسهیلات آموزشی و ارائه انواع برنامه های بهسازی انسانی دفاتر پرستاری بیمارستانهای دانشگاههای علوم پزشکی و خدمات بهداشتی درمانی شهر ته
*