نباشید زنی 32 ساله هستم دی÷لم و خانه دار 18 سالگی ازدواج كردم و20 سالگی به

اعتماد به نفس رابنویسید اعتماد به نفس من بسیار ضعیف است لطفا مرا كمك كنید
خانه ما پر از پشه است. وما هر چقدر میگردیم محل زندگی آنها را نمی یابیم. وقتی
دوستم هست به خاطره سوتفاهمی كه پیش امده بود و الان حل شده ولی من نمیتونم
نباشید اعیاد شعبانیه به خصوص نیمه شعبان را به شما تبریك عرض می نمایم. این
15 ساله هستم كه ترك تحصیل كرده ام و مشغول به كار هستم از كار كه خسته می شوم
نباشید خدا خیرتان دهد . واقعا" زحمت میكشید . فكر میكنم یاران واقعی حضرت
بررسی القای پلی پلوییدی در توت فرنگی وحشی با استفاده از کلشی سین
ساخت وکتور بیان پروتئین پوششی ویروس PVX به منظور تولید آنتی‌ژن اختصاصی ویروس در باکتری
بررسی و برآورد رسوب رودخانه با استفاده از مدل HEC-RAS4.0 (مطالعه موردی رودخانه چالوس)
بررسی تنوع میکروبی محیط اطراف معدن کرومیت فرومد در استان سمنان به روش متاژنومیکس
بررسی اثر فضای سبز و سطوح نفوذناپذیر بر الگوی حرارتی شهر اصفهان
بررسی نقش آموزش زنان خانه‌دار بر افزایش سطح آگاهی از روشهای صحیح مصرف گاز خانگی در کلان شهر تهران
اثر دخالتهای انسانی و مدیریت بر ترکیب گیاهی رو زمینی و بانک بذر خاک در اکوسیستم های جنگلی زاگرس، شهرستان ایلام
بیان هترولوگ، خالص‌سازی و بررسی قابلیت اتصال به فلز یکی از ایزوفروم‌های تیپ 3 متالوتیونین برنج (Oryza sativa)
تفکیک رژیم‌های رطوبتی خاک با استفاده از تکنیک پذیرفتاری مغناطیسی و برخی خصوصیات خاک در خاک‌های لسی و شبه‌لسی بخشی از استان گلستان
ردیابی و تعیین خصوصیات مولکولی عوامل فایتوپلاسمایی انگور در منطقه مرکزی ایران

نباشید زنی 32 ساله هستم دی÷لم و خانه دار 18 سالگی ازدواج كردم و20 سالگی به




با عرض سلام و خسته نباشید زنی 32 ساله هستم دی÷لم و خانه دار 18 سالگی ازدواج كردم و20 سالگی به علت اعتیاد شوهرم جدا شدم و25 سالگی مجددا ازدواج كردم با اقایی كه یك فرزند ÷سر داشتند ایشان از اقوام دور ما بودند این باعث خوشحالی من بود در ضمن ان بچه ان وقت 4سال داشت ما طبقه بالای خانه مادر شوهرم زندگی كردیماما از همان هفته اول شروع شد چرا بچه لاغر شده چرا زرد شده چرا میخابد چرا نمیخوابد چرا سرما میخورد چرا گاهی دل درد میگیرد خلاصه بچهای را كه من عاشقانه دوست داشتم را در چشم من بلا كردند 7 سال تمام من در زیر ذره بین انها ودنیا هستم واینكه ان بچه چقدر رفتارهای عجیب داشت بماند وعجیب ان بچه عاشق من است واین برای همه باعث تعجب است البته در سایه الطاف حق وائمه من ظاهری بینهایت مهربان با اودارم اما از وجودش رنج زیاد م میبرم چند ماه قبل طی بحثی با شوهرم بچه را به خانه مادرش برد تا بتوانند او را چاق كنند اما وقتی مادر من برای وساتت رفت مادر مرا كه بیمار قلبی به شدت كتك زدند طبق گفته زن سابق شوهرم كه البته در خارج كشور است و بقیه عروسها این عادت انها است البته ان بچه بعد 8 روز با بهانه اینكه مادرش را میخواهد چاق نشده وبیمار برگشت به دستور خانواده با خانواده همسرم قطع رابطه كردیم اما این سالها خود خوری رنجم میدیهد روحم را بیمار كردند ومشكل بزرگم حساسیت بیش از حد روی اوست مثلا اگر تب كند حال من بد میشود اگر سر درد بگیرد یا سرفه كند من ضربان شدید قلب میگیرم عرق میكنم بی اشتها می شوم واز او همان لحظه متنفر تر میشوم اما به او هم می رسم ودرمانش میكنم از كلمه صواب دارد وجلوی ÷ایخودت میاید متنفرم بهشت را به این زجرها نمی خواهم دلم میخواهد او نبود با خانواده شوهرم خوب بودیم چون ما خانوادهای ارام بودیم مادرم اهل شیراز و÷درم لبنانی است مادرم تمام عمرش جور من وخواهرم را با شب بیداری كار ÷رستاری كشیده ظللمی را كه به او كردند را به قیمت بهشت هم نمی بخشم از ان بچه قلبا متنفرم از زندگیم لذت نمی برم 7 سال زحمت بزرگ كردن ان بچه به دور ریختنددلم را شكستند من را تنها گذاشتند ایمانم را به لطف حق كم كردند لطفا ارامم كنید متشكرم
پاسخ :
سلام خانم جوان ، از این كه مطلبتان را خیلی روشن و واضح بیان كرده بودید ، ممنونم .


مشاوره و پای درد و دل ش
به گمان من احساس مسئولیت شدید شما نسبت به این بچه سبب می شود دایماً نگران حال او باشید ، و این احساس مسئولیت دایمی كه لحظه های شما را رها نمی كند ، بیش از حد آزارتان می دهد.


به آشیانه بهشتیان پیش رویتم مرا به كوچه دلت بخوان خداوندا دانه ای كه
من تصور می كنم اگر چنین بیش مسئولیت پذیر نبودید ، می توانستید به سادگی این كودك را دوست بدارید و با او اوقات خوشی را به سر برید.


نباشید می خواستم بدانم كه قطعات ادبی و مطالبم را به كدام قسمت بفرستم.
مراقبت همیشگی شما از این بچه و توجهی كه به او نشان می دهید ، طبیعتاً موجب شده كه او شما را بسیار دوست بدارد.


كه زیر كوتاهی عتاب آلود
چرا قدری زندگی خودتان و او را راحت تر نمی گیرید؟ وقتی می نویسید " من از این بچه قلباً متنفرم " من می خوانم " " من از این احساس مسئولیتی كه هفت سال هست به دوش دارم ، قلباً متنفرم " اگر از این بچه متنفر بودید ، تمام وجودتان را صرف او نمی كردید و او هم هرگز نمی توانست شما را این گونه دوست بدارد .


نظرات دیگران را می خواندم به نوشته یكی از برادران كه كد سوال ان 27088 است


به دانشگاه برم و به جوونی برسم ولی خیلی دیر پیرشم و تا پیریم همه چیز باب
ضمناً اگر او نبود ، خانواده همسرتان می توانستند مستمك دیگری برای دعوا و مرافعه پیدا كنند! ( خودتان نوشته اید كه همسر سابق شوهرتان می گوید ...


رفتار
این عادت اونهاست.


نباشیدخدمت شماسربازان آقاامام زمان: من فرزندی 8ساله دارم گاهی وقتهابازیگوش
) مگر این خانواه با همسر اول شوهرتان چقدر خوب بودند (!) كه حالا وجود این بچه ، مانع اون همه سعادت و خوشبختی ، می شود؟
خودتان به خوبی می دانید كه خانواده همسرتان قادر به مواضبت و نگهداری از این بچه نیستند چون در مدت كوتاهی ، بچه از دوری شما بیمار شد .

خانواده همسرتان را به حال خودشان بگذارید تا راه خود را بروند.

بیشترین چیزی كه می توانید به اونها بدهید ، احترام و ادب هست كه هر بزرگتری را از شما راضی می كند و همیشه به همان نسبت به شما احترام خواهند گذاشت.

این احترام و ادب كوچكترها را هم در فاصله ی مناسبی از شما نگه می دارد كه در واقع فضای امنیت شما خواهد بود .

نظراتشان هم پشت این فضا باقی خواهد ماند.

گاهی لازم هست استقامت كنید تا گذر وقت جواب بعضی از طعنه زنندگان یا ایراد گیرها را بدهد .

چه لزومی دارد كه شما به اونها جواب دهید؟ اطمینان داشته باشید كه این فقط نظر خود اونهاست ، نه فرد دیگر.

همسایگان و دوستان و اقوام همه خودشان " چشم و گوش و عقل " دارند و " می بینند ، می شنوند و می اندیشند" .

ولی اگر به شما حرفی نمی زنند دلیل بر موافقت اونها با یكی دو نفر از اعضای خانواده همسرتان نیست.


اصلاً ننوشته بودید ، نظر همسرتان چیست؟ از سكوت شما در این مورد ، هستنباط كردم كه او خودش هم ، از این دعوا و مشاجره ها فراری هست و اصلاً در این امور دخالت نمی كند.

( كار زیركانه ای می كند ) .

شما هم مثل او زیرك باشید و اصلاً خود را ملزم به پاسخگویی به این ایرادها نبینید.

زندگی خود و همسرتان و این بچه را تلخ نكنید.

اصلاً خیال ندارم به شما بگویم كه این كار صواب دارد.

شاید ما خیلی از كارهایی را كه صواب هم دارد ، انجام ندهیم .

در عوض می گویم به قلبتان مراجعه كنید.

این احساس مسئولیت شدید و نیز نفرت را دور بریزید و سبكبار و آرام بیندیشید.

خواهید دید كه این بچه بر دوش شما نیست، بلكه در كنارتان به بازی مشغول هست و شما از دیدنش لذت می برید ( چیزی كه حتی مادرش هم فاقد اون هست ) .

مادری كه شما وصف كردید ( مادر خودتان ) باید از اون دریا دل هایی باشد كه می تواند تمام دنیا را هم در قلبش جای دهد .

هم او دختری مانند شما تربیت كرده كه با چنین پشتكاری ، به زندگی خود چسبیده و چند نفر دیگر را هم در كنار خود گرفته و پیش می برد .

پس نگران مادرتان نباشید.

اجازه دهید خود او در مورد بخشیدن خانواده همسرتان فكر كند و تصمیم بگیرد...
اگر دسترسی دارید چند كتاب از خانم كاترین پاندر ( از دولت عشق - قانون توانگری ) هر دو ترجمه گیتی خوشدل ، و كتاب " چهار اثر از فلورانس ، اسكافل شین" بازهم ترجمه گیتی خوشدل را مطالعه كنید و به خصوص در بخش هایی كه مطالبی را كه در مورد بخشش هست ، به دقت مطالعه كنید ؛ به خودتان موقعيت بدهید كه مطالب برایتان جا بیفتد.

سپس چندی خود به خود تصمیم به رها كردن این قدرت های منفی خواهید شد.

در حقیقت سنگین ترین باری كه به دوش شما سنگینی می كند ، همین آدم ها هستند: رهایشان كنید .

بگذارید با همه ی بدی ها و خوبی ها و نفرت ها و عشق هایشان از شما جدا شوند و غصه ها و اندوهایشان را نیز با خود ببرند.


یك چیز را هم به یاد داشته باشید ، هیچكس نمی تواند هفت سال زحمت بزرگ كردن این بچه را از شما بگیرد ( حتی اگر بسیار خشمگین شوید و در لحظات عصبانیت بگویید كه نمی خواسته اید این كار را اجرا کنید ) .

شما ، فقط شما ، در این سالها پا به پای این بچه ، بزرگ شده اید ؛ بگذارید قلبتان هم كودك باشد و مثل بچه ها خرابكاری ها و نادانی های دیگران را به لطافت فكر خودتان ببخشید.

هرگز فرموده های یك دختر و پسر جوانی اراكی را از یاد نمی برم كه سال ها پیش به رادیو زنگ زدند و در برنامه ای كه همه ی افراد از نامادری هایشان سخت گله داشتند ، طوری از نامادری شان تشكر كردند كه كمتر فرزندی این چنین از مادر خودش سپاسگزاری می كند.

هر دو می فرمودند ما برای همه چیز از این خانم تشكر می كنیم و می دانیم كه اگر مادر خود ما بالای سرمان بود ، نمی توانست به این خوبی ما را بزرگ كند .

دلشاد باشید - مشاور اجتماعی

78 out of 100 based on 23 user ratings 548 reviews

برای خوردن ندارم÷یزا نخوردم اما دوست دارم برایم بفرستید قربان
و در كنكور 82 ناموفق بودم. علاقه من به رشته كامپیوتر است و اكنون توانسته
می كنم به اندازه كافی اعتماد به نفس ندارم میخوام خیلی ساده برام توضیح
گدای بدبخت و بی نوا و یتیم كمك كنید از جون و دل واستون دعا می كنم . ده بار
شده و چون نمیخواهم ÷یر شوم ووهیچ امیدی به زندگی ندارم و وقتی میبینم جوانی

بررسی ساختار تولید و هزینه محصولات عمده زراعی قروه و دهگلان
بررسی فعالیت آنتی‌اکسیدانی و صفات ریختی ژنوتیپ‌های لوبیای سیاه در شرایط نرمال و تنش آبی
مطالعه پایداری و پراکندگی اراضی زراعی در میان گندمکاران شهرستان شیراز
بیش بیان ژن کدکننده آنزیم HMG-CoA ردوکتاز به منظور افزایش تولید هترولوگ لینالول در مخمر ساکارومایسس سرویزیه
ارزیابی جایگاه دفاتر ICT روستایی در ارائه خدمات دولت الکترونیک (مطالعه موردی: استان چهارمحال و بختیاری)
مقایسه بهره‏وری آب کشاورزی در نظام‏های بهره‌برداری تعاونی تولید و خرده مالکی (مطالعه موردی: زیربخش زراعت شهرستان شیروان)
بررسی خصوصیات فیزیکوشیمیایی و کانی‌شناسی خاک‌های شور-سدیمی غرب دریاچه ارومیه استان آذربایجان غربی
همسانه‌سازی و انتقال پایدار ژن فعال‌کننده پلاسمینوژن بافتی (tPA) با منشاء انسانی در گیاه توتون
برهمکنش شکارگر Aphidoletes aphidimyza و شته اقاقیا Aphis craccivora و بررسی جدول زندگی شته اقاقیا در شرایط طبیعی و آزمایشگاه
مطالعه اثرات آنتاگونيستي و بررسي مولكولي اكتينوميست‌هاي خاكزي گيلان، عليه قارچ Rhizoctonia solani AG1 عامل شيت‌بلايت برنج
*