پسر 25 ساله هستم. از کودکی متاسفانه در خانواده ای بزرگ شدم که ارتباطات

هستم و تو صحبتای عامیانه و احوالپرسی های طولانی با کسانی که زیاد صمیمی
نوروز بعضی افراد روابط خود با جنس مخالف را بهانه ای برای افزایش قدرت
باخانواده،دوستان وهمکاران آستانه تحمل انتقادم بسیارپایین است به طوری
21 ساله هستم.مشکل من اینه که خجالتی هستم و در برقراری ارتباط با افراد (مخصوصا
كهتری من می خوام بدونم ایا طرز صحبت كردن با یك خواستگار میتونه روی انتخاب
یک مشکلی داشتم.البته اسمش مشکل نیست.به نظر خودم و برخی اطرافیان من کم
تحلیل عوامل موثر بر رکود جهانگردی بین المللی با استفاده از مدل AHP(مطالعه موردی جهانگردی بین المللی در ایران)
بررسی عوامل موثر بر کاهش ترافیک شهری از دیدگاه شهروندان ایلامی
نظارت بر فضای مجازی در حقوق ایران
بررسی توان پیش بینی اطلاعات مبتنی بر بازار و حسابداری در پیش بینی درماندگی مالی در بورس اوراق بهادار تهران
مطالعه روانشناختی لاکان در نمایشنامه های منتخب تنسی ویلیامز
تحلیل نگرش محیط زیستی متخصصان ترافیکی ز مزایای هوشمند سازی تقاطعهای شهر تهران
مطالعه آگاهی سنجی شهروندان از تاثیرات محیط زیستی سامانه های کنترل سرعت در شبکه های بزرگراهی شهر تهران
ارزیابی نقش سیاست های زمین و مسکن درتحولات الگوی سکونت و رشد کالبدی شهر سبزوار
بررسی عوامل موثر بر قصد خرید مشتریان با تاکید بر تجربه برند
مدیریت یکپارچه سیلاب شهری (مطالعه موردی: بهشهر)

پسر 25 ساله هستم. از کودکی متاسفانه در خانواده ای بزرگ شدم که ارتباطات




سلام و خسته نباشید
یه پسر 25 ساله هستم. از کودکی متاسفانه در خانواده ای بزرگ شدم که ارتباطات فامیلی و رفت و آمدهای زیادی نداشتیم و فقط به دایی ها و خاله ها و مادربزرگ محدود میشد و به نظرم خیلی از روابط و مهارتهای اجتماعی رو به همین دلیل یاد نگرفتم. از همان زمان کلا در ارتباط با همسالانم مشکل داشتم. تو دبستان بیشتر زنگ تفریح ها تنها بودم. هر چند که الان به نظر خودم نسبت به اون زمان روابطم با همسن هام خیلی بهتر شده ولی هنوز حس خیلی خوبی ندارم نسبت به روابطم. به نظرم میاد خیلی کم حرفم با دوستانم و بیشتر اوقات فکر میکنم طرف مقابلم چه مذکر چه مونث از اینکه با من و هم صحبت من باشه زیاد خوشش نمیاد، منو به عنوان یه دوست صمیمی قبول نداره و به حرفام توجه نمیکنه و علاقه چندانی به شنیدن اونها نداره و اینکه در کل با من راحت نیست. چطور میتونم با دوستانم صمیمی باشم و همین حس رو به اونها هم منتقل کنم که با من راحت باشن؟ چطور میشه در عین حال که کم حرف نباشم، حرفهای بی مزه و مسخره نزنم؟ چرا خیلی اوقات طرف مقابل وقتی من حرف میزنم توجهی نداره ولی من وقتی اون حرف میزنه سروپا گوشم؟ و..... ممنون از راهنماییتون
پاسخ :
با سلام به شما دوست بزرگوار

یه مشکل ارتباطی که دارم اینست مه نمی توانم به روابطم تداوم بدم یعنی سریعا
خجالتی بودن 2 منشا درونی و اکتسابی دارد که هیچ کدام از ایندو بر دیگری برتری و غلبه ندارد

توی خانواده اصلا کسی به من توجه نمیکنه. چه مادرم و چه پدرم اصلا کاری به
یک انسان می تواند به لحاظ ژنتیکی درونگرا باشد اما از طریق تمرین و یادگیری روش های ارتباط موثر با دیگران را نیز کسب کند

مشاوره شما لذت بردم. (کد 833402 جوابتان بصورت : خصوصی)کتابهایی با نام: روانشناسی
بنابراین به نظر می رسد که اولین راهکار برای شما این باشد که دیدتان را نسبت به ویژگی های درونیتان کمی تلطیف کنید

هم صحبتشوی وبه راحتی بااودوستی
قدم بعدی این هست که دنبال کشف افکار پشت پرده ذهنتان باشید در وقتی که این حالت خجالت به شما دست میدهد

20 ساله و دانشجو كه اخیرا با پدر خود دچار مشكل شده ام. حدود 1ماهی است كه
یعنی نگاه کنید در این وقت هایی که هول می شوید دست و پایتان را گم می کنید و احیانا تمام مطالبی که در نظر داشتید برای بیان کردن فراموشتان می شود دقیقا چه افکاری در ذهن شما می گذرد؟

توانم با دختر یا پسر ارتباط برقرار کنم ؟ دیگران
مثل اینکه این افراد االان دارن راجع به من چه فکری می کنن؟نکنه پوشش مناسبی نپوشیده باشم؟نکنه این مطالب که دارم میگن اشتباه و بی ربط باشن و الان تو ذهنشون دارن به من می خندن؟ و از اینجور افکار که غالب ادم ها ممکنه در یک جلسه سخنرانی یا مهمانی به ذهنشون برسه و نتونن خوب ارتباط بربرنامه کنن

خانم کهتری خانواده ما9نفره است. پدرم دوتا زن دارد که زن بابام پیش ما زندگی
راه حل این مشکل اینه که اولا ادمای دیگه را خیلی بزرگتر از خودمون و یا اگاه تر از خودمون ندونیم.


درون گرا هستم و دارای دوستان زیادی هستم اما مشكل من این است كه نمی توانم
وقتی این دیدگاه رو در مورد دیگران اون جمع داشته باشیم بطور خودکار اعتماد به نفسمون پایین میاد و ممکنه هول بشیم و هسترس بگیریم و این هسترس هم باز بیشتر روی ارتباط و صحبت کردن ما تاثیر منفی بذاره
بنابراین می بینید که دقیقا اون اتفاقی می افته که نباید یعنی می افتیم در یک سیکل معیوب که اولا این افکار مارو منزوی می کنن و برای ارتباط بهمون هسترس می دن و از طرف دیگه این هسترس باعث این افکار مایوس نماينده میشن
راهکار بعدی این هست که در جمع هایی که هسترس کمتری دارید و نسبت به جمع شناختتون بیشتر و باهاشون راحت تر هستید این ارتباط گیری و ابراز وجود رو تمرین کنید و سعی کیند ازشون بازخورد بگیرید یعنی بخواهید نسبت به عملکردتان هربار نظر بدن و میزان پیشرفتتون رو مشخص کنن
و در نهایت می تونید در یکسری کلاس های مهارت های زندگی و ابراز وجود شرکت کنید تا بر آموخته هایتان در این زمینه بیافزایید
موفق باشید


66 out of 100 based on 61 user ratings 1136 reviews

هستم و هیچ دوستی ندارم نه در فامیل نه در آشنا نه در خانواده و رنح میبرم
از همکلاسی های دوران دبیرستان دوستم به حدی که با هم مثل یک برادر همه جا
خوب نمیتونم با یه مرد یا پسر همسن خودم رابطه برقرار کنم.یعنی اکثر اوقات
با دختر بده اشکال داره،منه پسر با یه دختر دوس
زیادی دوست هستم ولی با یکی به صورت صمیمی دوست هستیم من می خواهم بهترین
. مشکلی دارم که یک عمر دارم با اون دسته پنجه نرم میکنم .من پسری هستم داشنجو
ارزیابی و شناسایی میزان آسیب پذیری لرزه ای با استفاده از داده های سنجش از دور و سیستم اطلاعات جغرافیایی
مطالعه تحلیلی نشانه شناسی و نماد در رمان موبی دیک نوشته ی هرمن ملویل
تحلیلی بر عوامل موثر بر توسعه گردشگری پزشکی در یزد با رویکرد CM
تحلیل الگوی مصرف آب شهری با تأکید بر مدیریت بحران آب (مطالعه موردی شهر اصفهان)
بررسی میزان مشارکت شهری ساکنان شهر ساری در اداره امور شهری و عوامل اجتماعی موثر بر آن.
بررسی نقش برنامه ریزی کاربری اراضی در بهبود تاب آوری جوامع شهری در برابرزمین لرزه(نمونه موردی: شهر بجنورد)
بررسی فردیت از دیدگاه یونگ در رمان ناطوردشت
رابطه بین ویژگی کیفی پیش بینی سود هر سهم و ریسک ورشکستگی
مدل سازی دورهای تجاری از نگاه کینزی های جدید با ساختار معادلات تفاضلی (رویکرد سنجی پنل پویا)
برسی تاثیر مهارت زبانی،روش آزمون،نمره دهنده و سطح اضطراب بر عملکردآزمون عملگرا: با استفاده از مدل چند وجهی رش.
*