و مادرم و نحوه تعامل و برخورد با آن هاست و خودم نمیتوانم تعادلی در نحوه

خوب باشه. راستش من هیچ وقت یه دوست از جنس مخالفم نداشتم. به همین دلیل باعث
دوست دارم با پدرم یه رفیق باشم. تا امروز هم هر كاری كردم كه باهاش یه دوست
ادم 24 ساله و پسر لجباز رفتار مناسب داشت که باعث بیشتر شدن لجبازیش نشه
دارم 60 ساله كمی وسواس دارد در مورد حساب كتاب یا موضوعی را چند بار تكرار
نباشید.من تنها دخترخانواده هستم رفتار من اخلاق من و طرز فکر من تفاوت بسیار
جوانی 19 ساله هستم . موضوع مشاوره من : ارتباط با همه ........... من روابط عمومی
تحلیل عوامل موثر بر رکود جهانگردی بین المللی با استفاده از مدل AHP(مطالعه موردی جهانگردی بین المللی در ایران)
بررسی عوامل موثر بر کاهش ترافیک شهری از دیدگاه شهروندان ایلامی
نظارت بر فضای مجازی در حقوق ایران
بررسی توان پیش بینی اطلاعات مبتنی بر بازار و حسابداری در پیش بینی درماندگی مالی در بورس اوراق بهادار تهران
مطالعه روانشناختی لاکان در نمایشنامه های منتخب تنسی ویلیامز
تحلیل نگرش محیط زیستی متخصصان ترافیکی ز مزایای هوشمند سازی تقاطعهای شهر تهران
مطالعه آگاهی سنجی شهروندان از تاثیرات محیط زیستی سامانه های کنترل سرعت در شبکه های بزرگراهی شهر تهران
ارزیابی نقش سیاست های زمین و مسکن درتحولات الگوی سکونت و رشد کالبدی شهر سبزوار
بررسی عوامل موثر بر قصد خرید مشتریان با تاکید بر تجربه برند
مدیریت یکپارچه سیلاب شهری (مطالعه موردی: بهشهر)

و مادرم و نحوه تعامل و برخورد با آن هاست و خودم نمیتوانم تعادلی در نحوه




سلام
مشکلم با پدر و مادرم و نحوه تعامل و برخورد با آن هاست
و خودم نمیتوانم تعادلی در نحوه برخورد با آنها پیدا کنم
که نه دچار عذاب وجدان نسبت به رفتارم با پدرومادرم شوم
و نه بیش از این اعتماد به نفسم را از دست بدهم و بیش از این حرص بخورم
پدرم به مواد مخدر سنتی اعتیاد دارد و چند سالی هست که
متاسفانه مادرم هم به مواد مخدر سنتی اعتیاد پیدا کرده است
نتیجه شروع هر گونه صحبتی در مورد این موضوع با مادرم
به این می رسد که من فشار روانی زیادی را تحمل میکنم
و برای بیخیال شدن به اجبار از مواد مخدر استفاده میکنم
- مادرم از اول زندگی اش که حدود 30 سال پیش است با پدرم و برخی اخلاقیات بدش درگیر بوده و همچنان هم هست -
با شرایطشون حتی اعتماد به نفس اینکه خانواده ام را به کسی معرفی کنم ندارم
و همیشه استرس این را دارم که یا ازدواج نخواهم کرد
یا با کسی که شرایط خوبی ندارد ازدواج خواهم کرد
پیش از این در دانشگاه شهرمان بورس شده ام
و به تازگی حتی در این مورد هم دچار تردید شده ام که آیا کار درستی انجام داده ام یا خیر
چون به این فکر میکنم من که اعتماد به نفس اینکه خانواده ام را به کسی معرفی کنم ندارم
دور از آن ها زندگی کردن بیشتر به نفعم هست تا در نزدیک آن ها زندگی کردن
به این فکر میکنم من که احساس بی کسی میکنم چه فرقی میکند در شهر خودم زندگی کنم یا در یک شهر دیگر و یا حتی در یک کشور دیگر
نسبت به پدرومادرم دچار احساس خشم زیادی هستم اما
نمیتوانم به قطع ارتباط کامل با پدرومادرم فکر کنم و از این فکر دچار عذاب وجدان میشوم
و از طرفی بعد از 4-5 سال امیدی هم به اصلاح و بهتر شدن وضع فعلی ندارم چون بارها در این مورد با مادرم صحبت کرده ام
در این چند سال اخیر هر بار که به خانمان رفته ام با گریه و اشک به خوابگاه دانشجویی برگشته ام
و هر بار که به خانه مان میروم ناامیدتر از قبل برمیگردم
نمیدانم چطور باید با این وضعیت کنار بیایم و تعادل رفتار من با پدرومادرم کجاست
خواهش میکنم توصیه ای بکنید که به حال خودم مفید باشد
و حرف های تکراری احترام به پدر و مادر و یا تلاش برای ترک اعتیاد پدرومادرم را از این توصیه ها حذف کنید
بیش از هر چیز احتیاج دارم به خودم و آینده ام و نگرانیهایم فکر کنم
احساس میکنم که فرصت های زندگی ام را یکی پس از دیگری از دست میدهم و این باعث میشود که خشمم نسبت به پدرومادرم هم بیشتر شود
آیا دور شدن از آنها همانطور که فکر میکنم به نفعم هست؟
اگر نیست چه راه حلی را جایگزین این افکار بکنم؟
با تشکر
پاسخ :
دوست عزیز سلام از شرایطی که مطرح کردید بسیار ناراحت شدم و متأسفم برای پدر و مادری که با رفتار غیرمسئولانه، آرامش را به شما هدیه نداده‌اند که هیچ ، باعث خجالت شما هم هستند.


نباشید من یک بار سوالم را پرسیدم اما پاسخی نگرفتم. من در یک مدرسه خوب در
پیشنهاد من این هست که در شهری که هستید، بمانید و بگذارید رابطه با خانواده دوری و دوستی باشد.


در کنار پدر و مادر هستم خواهر و برادرم ازدواج کرده اند و من کمتر با افراد
 اصلاً لازم نیست که در این شرایط بغرنج، خودتان را در معرض سیلی های سهمگین احساسی بگذارید.


اختلاف دارم و اختلاف زمانی شروع شد که از همون نامزدی برادرم با دختر انها
عزیزم، شما را با داشته‌هایتان قضاوت می‌نمايند.


دارم که قبلاً با هم دوست بودیم قبل از اینکه ازدواج کنیم من از او خیلی خوشم
به نظر می‌رسد که تلاش خود را در زندگی دارید و تا حد زیادی هم موفقید .


خانم کهتری از شما تقاضا داشتم مرا در این زمینه مشاوره فرمایید. از دوران
شما که خودتان می‌گویید، هر بار با اشک و گریه برگشتید، اگر بخواهید به شهر زادگاهتان برگردید، مشکلات شما به حدی زیاد می‌شود که شاید به قطع رابطه کامل بیانجامد.


نباشید من وقتی توی جمع دوستای صمیمی خودم نیستم،حتی توی جمع کسایی که از
احترام، بله و چشم فرمودن نیست، همین که شما دغدغه ی  پدر و مادرتان در ذهنتان هست، یعنی قلباً به اون‌ها احترام احساس می‌کنید.


نباشید خدمت شماخانم دکتر من در دوران کودکی لکنت زبان داشتم اما تا چند


60 out of 100 based on 45 user ratings 920 reviews

17 ماهه دارم و الان 7 جلسه اونو میبرم مهد جلسات اول 15 دقیقه بود الان یكساعته
كه من شخصی حدودا كم و یا بهتر بگویم كم صحبت هستم وبه قول معروف خوش سرزبان
15 که به اول دبیرستان می رود اما با همسالان خود ارتباط ضعیفی دارد و دوستان
من ارتباط کلی هست من خیلی آدم رک و رو راستی هستم یعنی اصلا بلد نیستم که
روزه هاتون قبول باشه من مشکل دارم با مامانم نمیدونم چیکار کنم ذهنیتش
جنابعالی.بنده در رفتار با مادرم پرخاشگری میکنم لطفا کمکم کنید.در ضمن
من در ارتباط برقرار كردن با پدرم مشكل دارم و خیلی باهم اختلاف نظر داریم
ارزیابی و شناسایی میزان آسیب پذیری لرزه ای با استفاده از داده های سنجش از دور و سیستم اطلاعات جغرافیایی
مطالعه تحلیلی نشانه شناسی و نماد در رمان موبی دیک نوشته ی هرمن ملویل
تحلیلی بر عوامل موثر بر توسعه گردشگری پزشکی در یزد با رویکرد CM
تحلیل الگوی مصرف آب شهری با تأکید بر مدیریت بحران آب (مطالعه موردی شهر اصفهان)
بررسی میزان مشارکت شهری ساکنان شهر ساری در اداره امور شهری و عوامل اجتماعی موثر بر آن.
بررسی نقش برنامه ریزی کاربری اراضی در بهبود تاب آوری جوامع شهری در برابرزمین لرزه(نمونه موردی: شهر بجنورد)
بررسی فردیت از دیدگاه یونگ در رمان ناطوردشت
رابطه بین ویژگی کیفی پیش بینی سود هر سهم و ریسک ورشکستگی
مدل سازی دورهای تجاری از نگاه کینزی های جدید با ساختار معادلات تفاضلی (رویکرد سنجی پنل پویا)
برسی تاثیر مهارت زبانی،روش آزمون،نمره دهنده و سطح اضطراب بر عملکردآزمون عملگرا: با استفاده از مدل چند وجهی رش.
*